امروز؟
خب فشار خوردن وحرص خوردن با حلما سر اینکه چرا بغل دستی هامون باید با یه دختر خراب رفیق بشن و اون رو به ما دوتا ترجیح بدن، نوشتن اسم باران روی دستم و بعدش به غلط کردن که چرا اسمش رو نوشتم،پد الکی،والیبال،بافت مو هدی،حمال یار، شاخ تر چاووشی، رقصیدن تو حیاط مدرسه،جملهی شاهکار«من از فلانی خوشم نمیاد چون فوش اندام های خصوصی میداد»«بچه ها شما فضای مجازی دارید؟»«تبسم نکن عه گناه داره»
هدایت شده از جـانفـزا
هیچ وقت نویسندهی ومپایردایرز رو بخاطر بهم نرسوندن کرولاین و کلاوس نمیبخشم.
عشق ورزیدن به کسی یعنی دیدن او آنگونه که خدا او را در نظر داشته است.
-داستایوفسکی؛
Haunted^᪲᪲᪲
ـ 3:23
منو بسپار به گذشته
که دیگه برنمیگرده
منو بسپار به همون
نقطه ی کور ته قلبت
دلم برای وقتایی که توی مترو تلفنی با لیلی حرف میزدم تنگ شد
چقد غیبت کردن باهاش حال میداد