گَر بسوزی بند بندم از جفا
من وفای تو به جان دارم ، به جان.
- عطار نیشابوری .
وعدهی آمدن مده ، غصهی هجر بس مرا
بر سر آن فزون مکن ، غصهی انتظار هم .
- جامی .
- سکوتِ سفید .
_
' هرکس ز جام عشق تو نوشید جرعهای
بیگانه شد ز خویش چو شد آشنای تو .
- سکوتِ سفید .
قربون حرمت برم آقا .
مهرش نشست در دل و دیده جا گرفت ،
شور قیام او همه جا را فرا گرفت
آری گرفت هرچه ز مهر رضآ گرفت ؛