اه دوباره یادم رفت . باید از اول وانت های آبی را بشمارم . اصلا ولش کن . بآنوی زیبا چهره آسمان دوباره گیسوانش را بر روی زمین پراکنده میکند . گویی وانت های آبی خاطرات را یکی یکی میآورند و سپس دود سیاه و غلیظ آن خاطرات رنگی را در خود غرق و محو میکند . بگذریم . گذشته ها گذشته . موهایم با آواز بآد در آسمان میرقصند . عیبابا خون در دست زیر چانه ام لخته شده و انگشتم چون سنگی یاقوت ، کبود شده است . پرده های سیاه و تاریک ، در و پنجرهء آقا مرتضا را پوشانده . یآدش بخیر . چای هایش همیشه عطر محمدی میدادند و رنگش چون خون زیبا بود . گذر زمان را ببین . هیچ رحمی ندارد . چون فرشته مرگ شمشیری بر دست دارد و جآن این مردمانی که چون سربازی خسته از جنگ هستند را میگیرد . چقدر این زندگی بی اهمیت است . همه میروند و آدم های جدید جآی آنها را میگیرند . چقدر ساده . سایه خندان آرام آرام زمین را در آغوش مهربانش میگیرد . چقدر زود خورشید زیبا محو شد . دخترکی کوچک سوار بر سه چرخه ای که لنگ میزد خندان و با تلاش های بیهوده پا میزد . و اینک میفهمم باید در حال زندگی کرد . زندگی نسیمی ست که تنها آیینه خوشبختی ست . پس اینک با قلم مینویسم از شکوفه ها لذت ببر که عمرشان کوتاه و خواندنی است .
- آذرخش .
- سکوتِ سفید .
- یه افسانه هست که میگه :
اگه گلدون دارید، برید پیشش و راجع به یکی از افرادی که میشناسید صحبت کنید.
اگه گل پژمرده بشه یعنی اون فرد خوبی نیست و باید ازش دوری کنید .
[ سکوت سفید ]
آخه چشم مشکی من ، چرا ازم فرار میکنی ؟ . . .
همه رفتند تو دیگه نرو . انگار زندگی من روی یه تردمیل خراب گیر کرده . اما وقتی اون موهای بور و دم اسبیتو توی هوا رقصان میبینم گنجشک دلم پرواز میکنه . اصن ، اصن دیدن اون چشمات مرهم زخمآی قلبمه . حالا باوفا نمیشه یه بار نازتو بفروشی به ما و دلتو بدی دست نسیم ؟ . آخه هرچقدرم نگات کنم از دیدن اون لبخند کوچیک گوشه لبت سیر نمیشم .
- آذرخش .
- سکوتِ سفید .
[ یـک نـفس ای پـیک سـحرے ]🪕✨ #حال_خوب @Sokotesefid #پلیلیست .
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- من نتوانم ، نتوانم نتوانم ؛