eitaa logo
83 دنبال‌کننده
63 عکس
96 ویدیو
3 فایل
Начало — 15.09.26 𝄞 Ow♱𝆬‌‌ner :: @Pari_xxxxx
مشاهده در ایتا
دانلود
به جسد روبه‌رویش نگاهی انداخت. آشفته تر از آن اتاق، ذهن خودش بود. دستی که در آن، چاقو را نگه داشته بود سفت تر کرد. سعی می‌کرد بار روانی آن اتفاق را روی آن چاقوی آشپزخانه ی مشکی رنگ پیاده کند. اما خودش هم می‌دانست این اتفاق نمی‌افتد. هیچکس نمی‌توانست انبوهی از خون سرخی که بر کف آن اتاق جاری می‌شد را انکار کند. او واقعا آن کار را انجام داده بود. چشمانش هنوز روی جسد میخکوب شده بود، اما از گوشه ی چشم احساس می‌کرد آن عکس دونفره ی آنها که روی دیوار پذیرایی آن خانه قاب گرفته شده بود به او زل می‌زند. انگار که آن قاب عکس هم مبهوت شده بود. او دو شاهد داشت. یکی خودش بود و دیگری همان جسد، اما هردوی آنها در ده سال پیش جا مانده بودند. گناهش چیزی بیش از آن بود که بخواهد با مرگ او از بین برود. خدای ذهنش قادر به بخشش چنین کاری از سوی او بود؟ چند سال از آن عکس می‌گذشت؟ ده سال؟ چطور ده سال کاری می‌کند که چنین اتفاقی رخ دهد؟ او دیگر نمی‌توانست بدن گرم مادرش را در آغوش بکشد. اما مسبب این اتفاق خود او بود. آیا خود او نیز قادر به بخشش خودش بود؟
برم تیک تاک شاید یچی خوب جستم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Luv
برم تیک تاک شاید یچی خوب جستم.
اصن فیلترم نیومد
هی واتساپ
امیرم