زندگی یک بهانه است ،
بهانه ایی برای با تو بودن ؛
من چای را هم برای قندش میخورم.
تو شیرینی چو سیگاری که قبل از ترک میچسبد
پر از سمّ نفس گیری که باشی مرگ میچسبد .
گفتی گریه میکنی چشات خوشگل میشن...
رفتی یه شهر چشمامو خوشگل دیدن...!
ورق بزن
خاطرات خاک گرفته ات را...
شاید غبارش به سرفه بیندازد
احساست را...
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است.
| سُکوتَم پُر اَز حَرفِـه
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است.
هوشنگ ابتهاج (آقای سایه)
- اتاق ۴۷۰ .هوشنگابتهاج.mp3
زمان:
حجم:
919.3K
منمهمینطورآقایِابتهاج ؛
منمهمینطور . .