اونجا که نزار قبانی میگه :
برای من و تو همین بس است که برای همیشه رازی میمانی در قلبم که مرا میدَرَد اما گفته نمیشود .
من به غیر از تو نخواهم دگری را،
تو بگو
دل دشوار پسندِ تو،
که را می خواهد؟
یکی از اشعار خوشگل فاضل نظری همین بیته:
در قنوتم ز خدا عقل طلب می کردم
عشق اما خبر از گوشه ی محراب گرفت!
‹ من همیشه سر به زیرم تو همیشه با حیا
کفشهایت را عوض کردی نشناختم تورا ›