نادر از هند نبرد آنچه تو بردی ز دلم..
که تو مهری و مهاری و مهارت کردی...!
خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمیگویم
به روی درد های کهنهاَم تشدید بگذاریــد
خستهام، خستهتر از پیکرِ فرسودهٔ خاک
تو چه میدانی از این حالتِ پژمردگیام.
گـرچه این شهر شلـوغ است ولی باور کن
آنـچنان جای تو خالـیست صـدا می پیچد :))