آنقدَر در حسرت دوری تو نجوا کنم
تا خدا گوید بیا این هم عزیز دردانهات....
در رسالات مراجع خواندهام احکامرا
حکم چشمانیکه مومن رابه کفر انداخت کو؟
خواستم گویم که هستی جای خالی تو دیدم
خواستم خالی گذارم اما خودم خالی شدم
خواستم لب تر کنم نامت چو یاد امد بمردم
خواستم می سر کشم، با تو کشیدن برد من
تو در شأن من نبودی من از تو بُت ساخته بودم
حالا بنشین و تماشا کن ابراهیم بت شکنت را!!