نکند فکر کنی در دلِ من یادِ تو نیست ،
گوش کن، نبضِدلم زمزمهاش با تو یکیست
نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
انگشت به دهان ماندهام از قاعده ی عشق ؛
ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم ...
ما هر چه را که باید از دست داده باشیم،
از دست دادهایم، ما بیچراغ به راه افتادیم.
- فروغ فرخزاد