جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر
غیر از کنار، هیچ ز اهل جهان مگیر
- صائب تبریزی
دوستت دارم و دانم كه تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
- عماد خراسانی
کو قطره ی اشکی که به پای تو بریزم که بمانی
بی اسلحه در جنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
ماییم و همین آرزویِ یار و دگر هیچ ،
یک سینه پر از حسرت دیدار و دگر هیچ .
قاضی عادل قصه به نگاهت دل باخت . .
یک نگه کردی و یک دادسرا ریخت به هم .