« آنکہ از دشمن برا من خبر آورده بود،
پیش دشمن هم یقیناً غیبتم را کرده بود!
→ Sound of Silence
« آنکہ از دشمن برا من خبر آورده بود، پیش دشمن هم یقیناً غیبتم را کرده بود!
بارها روۍ رفیقانم قسم خوردم ولی
آن رفیقۍ کہ زمینم زد نمک پروده بود».
من بهشتم همه دَر دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره ب لب های کسی
- مولانا
پرسیدند : آیا اورا تا حد مرگ دوست داری ؟
گفتم : بالای سرم از او سخن بگویید و ببینید چطور مرا زنده میکند !
ز گهواره تا گور غم بود و درد . .
شروعی به گرمی و پایان سرد ،
حضوری به دنیا که واجب نبود ،
ز گهواره تا گور جالب نبود :) !
→ Sound of Silence
ز گهواره تا گور غم بود و درد . . شروعی به گرمی و پایان سرد ، حضوری به دنیا که واجب نبود ، ز گهواره
ز گهواره تا گور، هنر پیشه کن و بس
کاین یک دو نفس را نبود قیمت و بس . . .
هر ساعتی از عمر به کاری باید
کاین دو سر خط است و میانه همه بس
یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد