#چاپ_پوستر
پویش مردمی چاپ و توزیع عکس شهید انقلاب امام سید علی خامنه ای (قدّس سره)
جهت مشارکت در چاپ پوستر، مبالغ مورد نظر را به شماره کارت زیر واریز کنید.👇
5041721221053433به نام محمد حسن شایق چاپ پوستر توسط معاونت فرهنگی هنری سپاه الغدیر انجام خواهد شد.
ولی من در این چند روز، عاشقِ خیابونهای شلوغِ شهرمون شدم... :)
پ.ن: اتحادِ مردممون..👌🏻
در این ۱۲ روزِ جنگ، درکنارِ بیشرفیها و بیوجودی هایِ یکمشت کاسهلیسِ آمریکا و اسرائیل که سنگِ به هلاکت رسیدنِ نیروهای متجاوز به خاکِ ما را به سینه میزنند و برای دیدنِ خونِریختهشدهی دانشآموزان و مردمانِ وطنمان کورند...
خوب است بگوییم از شرف آن دکترِ تحصیلکردهیِ خارج نشین که به هنگامِ جنگِ برمیگردد به آغوش این مادر، برای کمک به هموطنانش...
خوب است بگوییم از شرف آن کارمندِ مترویِ اصفهان که برای عبور زنان و فرزندان از تونل و ریل، خم میشود و خود را پِله میکند...
خوب است بگوییم از شرف آن مرد که با وجودِ زخم و جراحتِ پس از بمبارانِ شهر، مقامِ مادر را بزرگ میشمارد و جواب دادن به تماس او را واجبِ واجب...
خوب است بگوییم از شرف مردمانی ایرانی که با وجودِ حمله و بمباران، میمانند در خیابان و با تمامِ وجود، فریادمیزنند:
خونی که در رگِ ماست
هدیه به رهبر ماست...
ایرانی بودن، با شرف معنا پیدامیکند نه با بیشرفی... :)
Mohsen Chavoshi Hasbi Allah (2).mp3
زمان:
حجم:
11.3M
🎙میان دشمن و وطن، ننگ بر آن که شک کند
🔹 #محسن_چاوشی
🇮🇷@Radiomeybod
آوای قلم
🎙میان دشمن و وطن، ننگ بر آن که شک کند 🔹 #محسن_چاوشی 🇮🇷@Radiomeybod
ولی آقای چاووشی یه بار دیگه ثابت کرد که میشه هنرمند باشی و با شرافت... :)
راهپیمایی امروز باشکوهتر برگزار شد...
پرصلابتتر برگزار شد..
پرشورتر برگزار شد...
و همچنین
لالهگونتر برگزار شد...
خواهرا
برادرا
امسال هم وسطِ جنگیم
هم دشمنی داریم که در به در دنبال فرصته
هم نیروهایِ هلالاحمر و بیمارستان، مشغول رسیدگی به مجروحینِ جنگاند.
پس ترقه و آتیش بازیِ چهارشنبه سوری رو بزارید کنار...
حواسمون باشه که خدایی نکرده ابزار دستِ دشمن نشیم
+خرما بردارید به نیت پیروزی؛ به حق مولا علی؛ ان شاءالله
نگاهم رو به سمتش چرخوندم...
پیرزنی میانسال با چادرِ گلگلیِ سورمهای، ظرف خرما رو جلوی مردم میگرفت و دقیقا هر دفعه عین همین جمله رو تکرار میکرد...
خرما رو برداشتم و یه ان شاءاللهای هم چسباندم تنگِ دعای پیرزن...
مدتی نگذشت که باز با کیسهای پر از نونخشک آمد و تعارف کنان برای نابودی منافقانِ داخلی بلند بلند دعا میکرد...
به پیروی از او، بلند آمین گفتم و در ازایِ آن؛ یک مشت از آن نونخشکهای خوشمزه نصیبم شد...
بلافاصله بعد از رفتنِ پیرزن؛ حرف یکی از اساتید آمد و نشست وسطِ ذهنم:
بعد از شهادت رهبر، همه به جوش و خروش اومدن؛ جوون و پیر ، دختر و پسر، کوچیک و بزرگ...
پ.ن:
درد و بلایِ اینحاجخانوم ایرانی و امثالِ ایشون، بخوره تو سرِ همون سسخرسی و دار و دستهاش...