هنوز که هنوزه؛ با گذشت چندین سال داغِ از دست دادنِ سردار سلیمانی تازه است و مردممان با یادآوریِ اسم و یادشان مثلِ روز اول داغدار میشوند...
هیچی؛
خواستمبگم؛ غم از دست دادنِ آقاجان، رهبرِشهیدمان هم همیشه تازه است؛ عین روزِ اول...
هدایت شده از گروه سرود نجم الثاقب تهران
28.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 ویژه چهلم رهبر شهید
#نماهنگ | همیشه مظلوم
🎙 کاری از گروه سرود نجم الثاقب
ایران خونته نیستی 💔
دلگیر شده این خونه 😔
🔺لینک دانلود فایل باکیفیت نماهنگ 👇
https://my.uupload.ir/dl/NdQkexGo
آوای قلم
منتظر بودم با نگاهی از طرفش بایستم و نقاشیاش را بگیرم جلوی دوربینِ گوشی...
آخر از همان آغاز مراسم، میخواست با جمعیت و پرچمهای در حالِ حرکت، از نقاشیاش عکس بگیرد و با همان عکس، خاطرهی آنشب را یادگاری نگهدارد...
ولی دیدم مبهوت سیلِجمعیت مانده و سوژهی عکاسیاش مردم و پرچمِهای ایراناند...
طبق روال همیشگی به محض ورود به امامزاده؛ از خانواده جدا میشوم و به سمتِ آرامگاهِ شهیددانش پا تندمیکنم...
خوشبختانه گوشهی دنجِ کنار شهید خالیِ خالیاست...
انگاری از قبل برایم آماده کرده تا بنشیند پای حرفها و گلایههای زندگیام...
منهم از خدا خواسته مینشینم همانگوشه و یک دل سیر حرفمیزنم...
خیالم بابتِ دیدار و صحبتِ با شهید راحت میشود، خدایا شکرت را میگویم و بلند میشوم...
حال دیگر نوبتِ خواندنِ تکتکِ حدیث های دور تا دور امامزاده است...
درست عینِ فردی که آمده تا از یک نمایشگاهِ آثار هنری دیدن کند؛ آهسته آهسته قدم بر میدارم و گوشی به دست، ابتدا از حدیث عکس میگیرم و بعدم میایستم تا تک تک کلماتش را به خوردِ مغزم بدهم...
نوبتِ حدیث بعدی میشود...
عکس میگیرم و میرسم به مرحلهی پردازش...
حدیث را نه یک بار بلکه چندین بار میخوانم و در دل، احسنتها و صدآفرینها را نثار اماممحمدباقر میکنم...
بدون معطلی سهچهار تا عکس دیگر میاندازم و همزمان با عکسگرفتن، بلند بلند تکرار میکنم:
امروز را غنیمت شمار چه میدانی فردا برای کیست...
نمیدانم چرا ولی مخاطب صحبتِ امام را خودم میدانستم و همین، حدیث را شگفتانگیزتر میکرد... :)
و خداوند لبخند زد و دختر آفریده شد...
و به راستی این چه زیبا لبخندیاست...
که زیباییش روی ماه را هم کم کرده است...
روزتون مبارک زیباترین لبخندهای خدا...