سه ساعت میشینم منتظر میمونم تا پیاممو سین بزنه و جواب بده ولی الکی وقتمو تلف میکنم و کسی نیست که جواب بده و این موضوع بدجوری اذیتم میکنه و نمیتونم به زبون بیارم .
من فقط یه قانون دارم؛
به من دروغ نگو. ما میتونیم اشتباهاتمونو درست کنیم ولی اعتمادی که خراب شده رو هرگز!
هیچکس از من مراقبت نکرد، مثل تکه یخی عریان وسط آفتاب داشتم ذره ذره آب میشدم و حتی یک نفر هم حواسش به من نبود، سرسخت بنظر میرسیدم و میشد روی من حساب کرد، در حقیقت اما شکنندهتر از آنی بودم که زیر آن همه فشار و اندوه، یکه و تنها مقاومت کنم و نشکنم، به ظاهر ایستاده بودم، اما از درون مدتها بود که فرو ریخته بودم.