لابلای وسایلم، چیزهایی هست که
نه به کارم میان، نه دلم میاد دور
بندازمشون، تو سرم هم همین
وضعیت حاکمه من گذشتهای رو از
بَرم، که نه میتونم فراموشش کنم،
نه دوست دارم مرورش کنم!
من گاهی وقتها همینطوری صدات میزنم تا جوابمُ بدی و حضورت رو لمس کنم. حضورت مهمه، حضورت مایهی لبخندمه.