دیدن پست
یادتونه؟
پارسال وقتی برانوش این پست رو گذاشت
اکثراً تعجب کردید
امشب رفتم یه هیئتی که پارسال با برانوش میرفتم
یسری خاطرات یادآوری شد
همه جا واقعا جاش خالیه :):
حالا فضا رو دپ نمیکنم
پارسال که با برانوش رفتیم یه خانم مسنی بود خیلی گوگولی و کیوت😁
از برانوش خوشش اومده بود
اون چند شب، آخر مراسم هی با برانوش سر صحبت رو باز میکرد از دخترش تعریف میکرد،دخترش رو نشون میداد خلاصه کم مونده بود همونجا خطبه عقد رو جاری کنه😂
امشب منو دید اومد سراغ برانوش رو گرفت
میگفت به اون رفیقت بگو بیاد بی معرفت نباشه😂
بهش گفتم برانوش رفته باور نمیکرد
میگفت تو الکی میگی بگو بیاد ما منتظرشیم بزار پسر به این خوبی سرو سامون بگیره مانع کار خیر نباش😂
و...
به سختی از دستش خلاص شدم🚶🏻
یه قدم از آدمی که اشتباهش رو قبول نمیکنه و بابتش عذرخواهی نمیکنه؛ فاصله بگیرید.
-زخم هایت را چطوردرمانکردی؟
+درمان نشد،پنهان کردم تا از دیدنش دلشاد نشوند
و خواب اگر نبود چقدر آدمها دق میکردند، همان هایی که به شوق دیدار کسی چشم هایشان را میبندند