ما کلی برنامه همزمان باهم داشتیم
مثلاً
ما قرار بود ازدواج کنیم لباس دامادی تن هم کنیم
قرار بود باهم بچه دار بشیم
قرار بود بچه هامون باهم بزرگ بشن
قرار بود بزرگ شدن بچه هامونو ببینیم
قرار بود بچه هامون باهم رفیق بشن
مثل منو تو
قرار بود..
قرار بود....
الان چی به سر قرار هامون اومد؟!
بچه ی من دیگه عمویی مثل تو نداره
بچه ی من به کی بگه عمو!
بچه ی من دیگه رفیقی از جنس وخونِ تو
نداره
بچه ی من....
دِ پاشو لعنتی
بلندشو داداش
بسه دیگه خیلی خوابیدی
بیا داداش
تو مگه قرار نبود تو روزای مهمم برگردی؛
کنارم باشی
اینطوری میخواستی برگردی؟!
تو که زیر حرفت نمیزدی مَرد
قرار بود بیاییم پیشت غافلگیرت کنیم
ولی نه اینجوری که تو ..... 🙃هنوز باورم نشده
رفتنت بد غافلگیرمون کرد حتی بچه ی نیهاد
بی تابت شده
آخ قلبم❤️🩹💔
مرگ خیلی چیز عجیبیه
فکر کن یه آدم تا همین 1 ساعت پیش بوده، ولی یدفعه برای همیشه میره و نیست، وسیله هاش هست، خودش نیست...
غم نبودنش واقعا سخته برای ما
اما باید سعی کنیم به روال زندگی برگردیم
اینطوری برانوش خوشحال تره
شماهام خودتون رو اذیت نکنید
اینطوری روح برانوش هم آرامش میگیره
درد دوری سخته
درسته که از وقتی مهاجرت کرد دیگه کنارمون نبود
اما درد و غم نبودنش رو... شرحی ز حال و حالی ز شرح نیست.
قلب ماهم دیگه طاقتش رو نداره...
ولی جوری که پسرای این چنل پر پر شدن از غم و اینم که از ضد حال ترین چیزایی کتو ۴۰۴ دیدیم تا الان :)))
#مخاطب_نوشت
چته رفیق عاشق من ؟ چرا سراغ اون که رفته رو داری بازم میگیری اون برنمیگرده دیگه بسه بهونه گیری اگه به فکر اون باشی یه روزی از غصه میمیری ببین چه حال روزی و داری تمومه زندگیت شده سه چارتا عکس یادگاری منتظر یه فرصتی شروع کنی به گریه زاری این دست تقدیره "عزیزمن" تو تقصیری نداری اونو فراموشش بکن اون دیگه عشقتو نمیخواد دیگه مثل قدیما اون سر قراراتون نمیاد اون حالا با یکی دیگه نشسته و بهت میخنده چشماشو رو به این همه گریه و زاریات میبنده :)
#مخاطب_نوشت
قول میدم هیچوقت فراموشت نکنم هرچند که تاحالا نکردم... لحظه به لحظه های روز هارو به یادت بودم و خاطراتمون رو مرور کردم خیلی سخت بود ، هست و خواهد بود، زمانی که کسی حرفی شبیه تو میزنه و من چند ثانیه مکث میکنم و بغض میکنم تو دلم میگم چقدر شبیه برانوش بود :) تو زندگی خیلی نقطه سقوط و تاریک و بد دارم ولی ، تو هنوزم که هنوزه نقطه ضعف من به حساب میای و این وابستگی درد داره خیلی یه چیزو میدونی برانوش ؟ من شات اخرین پیامتو و خداحافظی تو پی ویم دارم و هرروز نگاش میکنم ولی سر قولم هستم..با اینکه از تو دارم داغون میشم گریه نمیکنم یادش بخیر حرفات و شوخی هات و دل نگرونی هات عزیزمن:)))🫂 میدونی تصورش خیلی سخته فکر کن برگردی و مهم ترین فرد نباشه.. حس میکنی چندین سال دور بودی هرگز تصور نمیکردم به پایان رسیدن دفتر عمرتو داداش :)💔 من هنوزم باور ندارم ترجیح میدم فکر کنم یه گوشه بی خبر داری زندگیتو میکنی و کاش که این حقیقت داشت بعد تو بغل کردنه هیچکسو نخواستم چون هیچکس مثل تو نمیشه و تو تکرار نشدنی بودی میدونم با اینکه نیستی میبینی ، میخوام انقد تلاش کنم که بشم یکی مثل تو... مثل تو بودن باعث افتخاره و دوسش دارم❤️
#مخاطب_نوشت
#نازی
دلت چه شد که از آن شور و اشتیاق افتاد؟
چه شد که بین تو و من چنین نفاق افتاد؟
بیتِ آشفتهایَم در غزلی ناموزون
میل دارم که ردیفی بدهد پایانم ..
#سجاد_سامانی