از پشت پنجرہ ی نگاهت،
آفتاب طلوع می کند،
چه قدر دل انگیز است
صبح ازنگاہ تو...
چشمانت
انقلابی پنهان دارد
امّا صدایت کودتاست
ماندهام دل را به کدام ببازم...
#علیرضا_فرد
صبح که می شود
دستانم برای شکار آغوشت قیام می کنند
تا طعمه شوند سیب های لعنتی درخت تنت
با شلاق لبانم
در لذت هم آغوشی
عجیب نیست در این زمین گرد،
میان چند میلیارد آدم
همیشه یکی هست
که دیگر هیچ کس مثل او
اتفاق نمی افتد....
#امیر_وجود
جایی نمان که غمت بیارزش باشد؛
آدمها اگر دوستت داشته باشند،
نمیتوانند غمگینیات را نادیده بگیرند.