نوشته بود:
امیدوارم روزایی وجود داشته باشه که قهوه مزه خیلی خوبی زیر زبونت بده، لیست آهنگات باعث رقصیدنت بشن، غریبهها دلیل لبخند زدنت بشن و آسمون پر ستاره شب روحت رو لمس کنه. امیدوارم روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری.
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
هر مردی که تو را پس از من ببوسد، بر لبانت تاکستانی خواهد یافت، که من کاشتهام
زیستم من؛
تنها با بوی تو که مانده بر پیراهنم، به سالیانی تاریک که پیوند را گسلیدند...
گفت: مدام بدون آنکه مسمومیتی داشته باشم حالت تهوع دارم
در دل گفتم: امان از اندوهی که بالا آوردنش سخت است