گاهی فقط یک خیالِ بلیطِ یکطرفه کافیست
تا بفهمم هنوز راههای نرفتهای هست
که منتظر قدمهای من ماندهاند.
خداحافظیِ دم گیتِ فرودگاه
برای بعضیها پایان است
اما برای من
شروعِ سفر به جاییست
که قرار است بزرگتر فکر کنم
و پرتر زندگی کنم
مهاجرت یعنی انتخابِ شجاعت
یعنی گفتنِ «من میتونم»
وقتی دنیا هزار بار گفته «نه».
یعنی بستن چمدانِ ترسها
و باز کردن چمدانِ باورها
و آنطرفِ مرزها…
جایی مثل آمریکا
نه برای فرار کردن،
بلکه برای ساختن
برای رسیدن به نسخهای از خودم
که سالها تصویرش را در ذهنم تمرین کردهام
من به موفقیت دل بستهام
نه از روی رؤیاپردازی
بلکه چون میدانم
هیچکس با ماندن در نقطهٔ امنش
تغییری نساخته
من برای بلند شدن آمدهام
برای پروازی که مقصدش
خودِ قدرتمندترِ من است
و اینبار
وقتی از گیت عبور کنم،
میدانم که دیگر
برنمیگردم به جایی که تردیدهایم زندگی میکردند
این یک بلیطِ یکطرفه است
به سمت آیندهای که حقش را دارم.
#مخاطب_نوشت
زیاد فکر کردن راجع به همه چیز،
روح آدم را میساید،
گاهی باید اجازه بدهی خودش اتفاق بیفتد.
اگر سخن میان من و تو پایان یافت
و راه های وصال قطع شدند
و جدا و غریبه گشتیم،
از نو با من آشنا شو
میدونی چرا تغییر سخته؟ چون آدمی رنج آشنا رو به خوشی ناآشنا ترجیح میده.
"از دایره امنت بیرون بیا"
وقتی کسی دوستت دارد،
چیزهای ترسناک، کمتر ترسناکاند؛
مثلا زندگی.
#حمید_سلیمی
و روزی فرا میرسد که انسان میپذیرد که بعضی از آرزوها قرار است در شکوه یک رویا باقی بمانند.
گذشت آنکه دگر وصل او به خواب بینم
که برده خواب ز چشممخیالِ گوشهی چشمش
در تاریخ بنویسید که سرزمینی بود؛
که میدانی داشت به اسم آزادی
اسم بانکش آینده و مسکن بود
و اسم فروشگاههایش رفاه،
ولی مردمش هیچ کدام را نداشتند...