زیاد فکر کردن راجع به همه چیز،
روح آدم را میساید،
گاهی باید اجازه بدهی خودش اتفاق بیفتد.
اگر سخن میان من و تو پایان یافت
و راه های وصال قطع شدند
و جدا و غریبه گشتیم،
از نو با من آشنا شو
میدونی چرا تغییر سخته؟ چون آدمی رنج آشنا رو به خوشی ناآشنا ترجیح میده.
"از دایره امنت بیرون بیا"
وقتی کسی دوستت دارد،
چیزهای ترسناک، کمتر ترسناکاند؛
مثلا زندگی.
#حمید_سلیمی
و روزی فرا میرسد که انسان میپذیرد که بعضی از آرزوها قرار است در شکوه یک رویا باقی بمانند.
گذشت آنکه دگر وصل او به خواب بینم
که برده خواب ز چشممخیالِ گوشهی چشمش
در تاریخ بنویسید که سرزمینی بود؛
که میدانی داشت به اسم آزادی
اسم بانکش آینده و مسکن بود
و اسم فروشگاههایش رفاه،
ولی مردمش هیچ کدام را نداشتند...
ما چیز زیادی هم نمیخواستیم
تنها یک سرزمین میخواستیم که اندوهش زیباییاش را نکُشد.
میدانم زندگی میگذرد؛
ولی عزیز من،
جوانی مان را از که پس بگیریم؟
ایستادهام
و
کسی
هم
نمیداند
این
بنای
به
ظاهر
محکم
چقدر
در
آستانهی
فرو
ریختن
است!