ببوس مرا
لبانت احیا کننده ی،لب مرده،من است
اعجاز میکند
بوسه هایت
گرمای آتشین لبت
جان میدهد لب بی جان مرا
#لاادری
تمام صبح هایم
با تو بخیر می شود...
تو آنی که با هر تبسمت
خورشید طلوع می کند...
عرض درود و تقدیم احترام به همراهان عزیز و شریف 🖤
امیدوارم در سلامت،امنیت و آرامش باشید
همهی ما در این مدت روزهای تلخ، سنگین و پرالتهابی را پشت سر گذاشتیم.به دلیل شرایط موجود امکان فعالیت در این بستر برایم فراهم نبود.
در ادامه اگر موافق باشید سعی میکنم محتوایی را با شما به اشتراک بگذارم که در این روزها بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم؛محتواهایی برای آرامش بیشتر،تابآوری بالاتر و مراقبت از سلامت روان.
مراقب خودتون باشید.
کنارتون هستیم🫂
اگر حرفی دارید یا احساس میکنید به همراهی نیاز دارید، اینجا 👇برام بنویسید.
#مهران
چه فرقی میکند
دوریم یا نزدیک وقتی من
تو را چون تکه ایی
از سرزمینم دوست میدارم
تو نمیدونی چی بهم گذشت تا بتونم برم، ببین دست من نبود من نخواستم برم، من جونم کنده شد و قلبم جا موند ولی دیگه نمیکشیدم، دیگه نمیتونستم، سخت بود. این که عشق بدیو عشق نگیری اذیت کننده بود، اینکه صد باشی و صفر تحویل بگیری آزار دهنده بود، همیشه فکر میکردم که من خراب کردم ولی تهش هربار برگشتمو نگاه کردمو دیدم چقدر اذیت شدم واسه چیزی که تقصیر من نبود. دل کندن از تویی که همهچی من بودی سخته و احتمالا هم قرار نیست هیچوقت باهاش کنار بیارم، ولی دیگه منم خیلی خستم، از منتظر موندن واسه درست شدن وضعیتمون خستم، من خستم از صدبار خدافظی کردن و صدو یه بار پشیمون شدن، خستم از اینکه شبانه روز به تو فکر میکنم، خیلی خستم عزیزم و حرف تو دلم خیلی زیاده، ولی اینام مثل همه حرفایی که باید زده میشد و نشد بمونه کُنج سینهام و تهش بغضی میشه تو گلوم و اشک رو گونم، چون ما قرار نیست دیگه هیچوقت به هم برگردیم.
#مخاطب_نوشت
اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن را به معرض نمایش بگذارد.
#آرتور_شوپنهاور
او تو را کشته بود اما تو جوری بودی که اگر دسته گلی بر سر مزارت میگذاشت، او را میبخشیدی.