دلم یه نوتیفی میخواد که اندازه «واریزِ
یک میلیارد تومن» آدرنالین ترشح کنم!
میشه ان نوتیف از طرف تو باشه؟
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
من خوب میشدم…
با یه لبخندت
با خنده های قشنگت
با هر چیزی که به تو وصل میشد
#دل_نوشت
یه دیالوگ بود میگفت : «دوست داشتن آدم ها ربطی به کنار هم بودنشون نداره»، چقدر هممون اینو زندگی کردیم.
#دیالوگ
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
ولی یکی از زیباترین تعریف هایی که از عشق وجود
داره رو «سعدی» گفته:
"عشق صیدی ست که تیرت به خطا هم برود
لذتش کنج دلت تا به ابد خواهد ماند."
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
دلم میخواد بهش تکست بدم بگم شاید فکر کنی بعدت رفتم با صد نفر یا دورم همیشه پر بوده و وقت واسه فکر کردن بهت نداشتم ولی من فکر هر روز و هر شب و ثانیه ام تویی صبح که بیدار میشم اولین کسی بهش فک میکنم تویی شبم که میخوابم اخرین کسی که تو فکرمه باز تویی خودمم خسته شدم از این وضعیت ولی نمیدونم ازش خوشمم میاد میدونی فقط یه چیز برام ازار دهنده س اینکه تعهد دارم به کسی که حتی یه ثانیه هم تو فکرش نیستم:)
فقط اینکه دلم برات تنگ شده…خیلی تنگ شده دورترین نزدیک من.
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
مخـــاطب مختـــص
ناراحت شدن کسی که بهش یه حسی داری خیلی غیر قابل تحمل تر از ناراحتی خودته درسته که از رفتار و حرفات
حس میکنم یه غبار سنگینی روی دلم نشسته...
برای تویی که تولدت زمستان را گرم کرد…
تو در بُحبوحهی داستانِ زمستان، دقیقا جایی که سرما تمام امیدها را به ناامیدی میکشاند وُ عاشقانهها را منجمد میکند، ناگهان متولد میشوی. تو در نقطهی اوج کتابِ زمستانِ سرد، نوید عشق میدهی. وجود تو امید را مژده میدهد.
یکی از جماعتِ جذاب بهمنی در زندگی آدمها کافیست تا با خیال راحت خودت را به او بسپاری و کاملا به او اعتماد کنی.
-برگرفته از نوشته های سجاد ابطحی
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
بغل با آغوش فرق دارد
آغوش؛ آرام است و رسمی
بغل؛ سفت است و پر حرارت
آغوش؛ برای آرام کردن است و
بغل؛ برای آرام شدن
عاشق، معشوق را با آغوش آرام میکند
و خودش را با بغل دیوانه!
روز جهانی بغل مبارک 🫂🫀
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
یه افسانه ست که میگه کویر یه جنگل بوده که به بارون گفته دوستت دارم🥲وقتی افسرده شدم،مامانم میگفت چشم خورده!دکتر میگفت بیماریه!مذهبی میگفت جنه! و من تنها کسی بودم که میدونستم تویی . . !
#زهرا
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
عاشق شدن، مثل گوش دادن به صدای پیانو تو یه کافهٔ شلوغ میمونه. اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشم هات رو ببندی، و از بقیه صداها بگذری و اون ها رو نشنوی. صدای خنده ها، گریه ها، به هم خوردن فنجون ها و... تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدای دیگه ای رو نشنیدم.
-"قهوه سرد آقای نویسنده"
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮