بعضی چیزها نمیتوانند ادامه داشته باشند؛ اما هیچگاه نیز به پایان نمیرسند.
بعضی نگاهها
معجزه نمیکنند؛
فقط کاری میکنند
آدم دلش بخواهد
بیشتر زندگی کند.
لذت بردن را یادمان ندادند ! از گرما می نالیم از سرما فرار می کنیم در جمع از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس...
همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل میدهند مدرسه دانشگاه ، کار ، حتی در سفر همواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت از مسیر
غافل از اینکه زندگی همان لحظاتی بود که میخواستیم بگذرند.
|دکتر حسابی|
و بپذیر که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کنند و بروند.