انجا که علی یاسینی میگه:
هنوزم واسه من عزیزه...همین کافیه که خوبه حالش،ازم دورشید راجبش نگید من با خاطراتش خوشم،به من چه که دیگه مال من نیست اونو تو دلم نمیکُشم
انجا که وصال امیری میگه:
خاطراتت رو به دوشم میکشم
...آرزوم این بوده خوشبخت بشی حتی بی من آرزومه عشق من...
انجا که محان میگه:
دیدی نبودت با من عاشق چیکار کرد
دیدی نمیشه ماهی رو از آب جدا کرد دیدی همیشه اونی که میخوای نمیشه دیدی هوات آخر منو سر به هوا کرد...برگشتم دیدم گلمو چیدن فهمیدن نبض منی قلبمو دزدیدن...
انجا که محان میگه :
حکم من دل شد و باختم...شب و روز میگذره بی تو،ندیدم هیچکی شبیه تو توی قلمروی دل من تو همیشه شاه نشینی تو...بعد تو روزای من همه اش شَبَن یهو دیدم نیستی تا چشمامو بهم زدم
#دل_نوشت
تویی که از این به بعد کنارشی
تویی که وجودش رو کنارت داریش
تویی که خنده ها و نگاه قشنگش برای تو میشه
تویی که صداش رو هر روز و هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه میشنوی
تویی که آغوش ناب و خاصش رو داری
تویی که شیطنت هاش و دیوونه بازی های دلنشینش رو زین پس داری
بیا قول بده که تلاش کنی خوشبختش کنی...
تلاش کنی برای خنده های قشنگِ واقعی و دلی اش
تلاش کنی برای برق تو چشم هاش
تلاش کنی برای حالِ دلِ خوبش
تلاش کنی که قلبش سرشار از عشق و شادی و آرامش و خوشی بتپه ✨ 🫀اکلیلی بشه
قول، قول سختیِ... نمیشه همینطور بیاد سر و زبونت و بگی خوشبختش میکنم و تموم. چون خوشبختی ساده نیست. خوشبختی، هم آرامش میخواد و هم آسایش، هم دل آروم میخواد هم فکر آروم و هم عشق، هم رفاه میخواد و هم شادی و... خوشبختی خیلی چیزا میخواد
پس خوب فکر کن و قول بده
#دل_نوشت
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
بارها گفتیم مهم نیست
ولی اسمش که میاد همه وجودت میلرزه
نگو مهم نیست
بگو مهمه ولی دیگه نیست...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
هَمان بهتر کــه از هَذیان نوشتن دست بردارم
به مرگِ شاعرِ چشمت قسم... بدجور دلتنگم!
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
حرف بسیار است اما فرق دارد شعر من
شرح حالِ یک جوانِ پیر چیز دیگریست...!
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
دستم به بیداریت که نرسید
این بارخواهشم را عوض خواهم کرد
گوشه دنجی درخواب های آشفته ام قرار بذار
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
گفته بودی «صبح میشه این شب»
برای همین تا سپیده دم بیدار ماندم
تا باور کنم روشنایی را
طلوع را...
پرده را کنار زدم و منتظر ماندم
اتفاقاً خورشید هم در آمد...
اما صبح نشد...
شب ماسیده بود به پنجره
به پرده... به دیوار وُ میز وُ صندلی وُ آینه
شب از اتاق بیرون نمیرفت...
#علی_سلطانی
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
منم آن شاعرِ دِلخون که فقط خرجِ تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮