گفته بودی «صبح میشه این شب»
برای همین تا سپیده دم بیدار ماندم
تا باور کنم روشنایی را
طلوع را...
پرده را کنار زدم و منتظر ماندم
اتفاقاً خورشید هم در آمد...
اما صبح نشد...
شب ماسیده بود به پنجره
به پرده... به دیوار وُ میز وُ صندلی وُ آینه
شب از اتاق بیرون نمیرفت...
#علی_سلطانی
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
منم آن شاعرِ دِلخون که فقط خرجِ تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
تو شبهای روشن میگفت:
روزها فکر کردن فایده نداره صدا و نور
و شلوغی، مزاحم خیالبافی آدمه باید
صبر کرد تا شب بشه...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
برخیز که شعر من تو را می خواهد ؛
صبح آمده واژه های من دلتنگند...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
چه غم که عشق به جایی رسید یا نرسید که آنچه زنده و زیباست،نفس این سفر است!
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
عشق به هیچ سختی و مشکلی فکر نمیکند، تا بالاتر از توان و قدرت خود تلاش میکند و هیچ بهانهای برای غیرممکنها نمیآورد چون همه چیز را برای خود قانونی و ممکن میداند.
#توماس_کمپیس
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
دَر مَن هست هزار مَن ، که گَر بشکنَد یک مَن ، زاده شود مَن دیگَر !!
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
چه شبایی که تو زندگیمون حوصله هیچ بنی بشری رو نداشتیم، ولی وسط همون بی حوصلگی، غرق فکر و خیال یک نفر بودیم...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮