کاش میشد حداقل یه شب..
حداقل یه شبِ دیگه رو با هم بگذرونیم.
از همونا که همیشه دعا میکردیم هیچوقت صبح نشه. از همونا که طلوع رو با هم میدیدیم و صد بار کل جهانو فحش میدادیم که نشد طولانیتر باشه..
فقط یک شبِ دیگه دستاتو بگیرم.
فقط یک شبِ دیگه چشماتو با عشق
ببوسم.
فقط یک شبِ دیگه کل شب رو خیره شم بهت.
فقط یک شبِ دیگه کل تنت رو نوازش کنم.
فقط یک شبِ دیگه دستام بره تو موهات کنه.
فقط یک شبِ دیگه تموم وجودم بپرسته تورو.
فقط یک شبِ دیگه خوشحالی
فقط یک شبِ دیگه گریههای دوتایی
فقط یک شبی که نزاریم صبح بشه.
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
هوا هوای خاموش کردن موبایل
وَ پیاده روی تو خیابون
با مخاطب خاصته
بوسه های یهویی حین پیاده روی
وَ بغل های بی هواست
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه:
"رک بگویم از همه رنجیدهام،
از غریب و آشنا ترسیدهام،
بی خیالِ سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام."
یه حرف خوبی تراپیستم این مدت زد و به شماهم میگمش
اگر آدم ِ خوبیه معنیش این نیست که حتما آدم ِ توئه
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
بهترین دلگرمی که میشه شنید همینه :
وقتی جهان به شانه هایت سنگینی میکند، من رو داری.
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
گاهی بهتر است دو نفر مدتی از هم دور باشند
تا بفهمند چقدر به باهم بودن نیاز دارند...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮