من مانده ام مهجور از او
بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او
در استخوانم می رود!
من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می رود :)
بودَنت برای من
شُد زندِگی
شُد دَلیل
شُد اُمید
شُد لَبخَند
بودَنت انقدر قَشنگه که
قُربونِ لَحظه به لَحظه بودنِت.