نه میتوانم خودم را راضی کنم که بی اطمینان به آینده ی تو دستت را بگیرم و پیش خودم ببرم ، نه میتوانم از تو که آخرین امید و پناه من هستی به آسانی چشم بپوشم .
#کتاب_مثل_خون_در_رگهایم:)
به خودم آمدم
انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود...!
مخـــاطب مختـــص
یجوری قشنگ بود که یهو اومد کنج قلبم نشست خونه کرد♥️
قلبِ کوچیک من فقط یه خونه است
که واسه تو ساخته شده و بس