زنگ صدایش هیچ گاه برایم عادی نمیشود. هر بار غافلگیرم میکند. هر بار درونم انقلابی به پا کرده و هر بار شاپرکهای رنگی و کوچکی را میان قلبم به رقصیدن وادار میکند
مخـــاطب مختـــص
با اینکه خیلی ناراحت و عصبانی ام
بازهم دلم برات تنگ شده
میدونی که این باعث میشه
چقدر احساس رقّت انگیز بودن بکنم؟
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
+نگام کن.
-چرا؟
+تو نگاه کن.
-خب بگو.
+یه قول بده.
-چه قولی؟
+قول بده اونجوری که منو نگاه میکردی هیچکیو نگاه نکنی. قول بده جاهایی که باهم رفتیم با کسی نری. قول بده با کسی فیلم نبینی. قول بده با کسی گلهاتو آب ندی. قول بده به کسی اونجوری که به من میگفتی دوست دارم نگی.
-خوب داری دیوونه بازی در میاری مگه من قراره کجا برم؟
+نه میدونم جایی نمیری فقط گفتم بهت یادآوری کنم یه چیزایی فقط برای منو تو بوده و برای منو تو میمونه. حیفش نکن. هدرش نده. بزار برای ما بمونه. حتی اگر نبودیم. حتی اگر نشد. اما فقط برای منو تو بمونه
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
"احتمالا تو زندگی قبلیم، آخرین بوسهی سرباز اعزامی به جنگ با معشوقهاش بودم. یا قطعهای که نواخته شد ولی هیچوقت به گوش اون که باید نرسید. من سه نقطهی آخر جملهای بودم که تمنای پایان داشت:)
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
خوش به حال اونی که داره با آدم موردعلاقش این روزای پر از درد رو میگذرونه.