ما دلبری بلد نبودیم، وایسادیم ،سیگار کشیدیم و رفتنِ اونایی که دوسشون داشتیم و تماشا کردیم...
هر تیکه از ذهنم رو دنبال کنم باز به اون قسمت میرسم که از تو تصورای قشنگ میسازه.
آدما یهو میرن،
یهو خسته میشن،
یهو ممکنه دیگه دوسِت نداشته باشن،
ممکنه صبح که از خواب پا میشن تصمیم بگیرن دیگه نخوانت حتی اگه شب قبلش حاضر بودن برات بمیرن!
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮