احتمالا یه روزی از دلتنگیت متلاشی شم یا مثل همین الان ساعت و روزایی که رفتی و نیستی رو بشمرم اما دیگه نمیخوامت
#مهی_نوشت
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست،
من سَرخوشم از لذتِ این چشم به راهی!
#فریدون_مشیری
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
به آنها بگو رفتنهای ما مهاجرت نبود!
گریز بود،
سفر نکردیم!
کوچانده شدیم...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
من نمیخواستم بشم چیزی که شدم الان،چیز بی رحمی به اسم زندگی منو مجبورم کرد،مجبورم کرد دیگه احساسات نداشته باشم،منم بهش گوش دادم برای اینکه بیشتر از این ضربه نخورم من اونارو کشتم،ولی نمیدوستم زندگی بدون احساسات خیلی سخت تر از زندگی با احساساتِ،آدمی که دیگه برای هیچ چیز و هیچ کس ذوق نکنه،بدون روحش به ادامه زنده بودن می پردازه نه زندگی کردن
#مخاطب_نوشت
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
مخـــاطب مختـــص
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را
شمارم مو به مو شرح غم شبهای تارم را...
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
موجود عجیب و مضحکی شده ام؛ شعورم درست کار می کند، ولی احساساتم، چطور بگویم؟ کند شده؛ نه آرزویی دارم، نه به چیزی دلبسته ام و نه به کسی علاقه دارم.
#مخاطب_نوشت
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
هر وقت که تونستید یه یادگاری برام بنویسید لطفاً،بعنوان آخرین پیامایی که از ناشناس چنلم میخونم
این یادگاری میتونه یه جمله ای.. یه صحبتی ... یه انتقادی یا هر چیز دیگه ای باشه