میدانی چهرهی قلبم را غبار دلتنگی در خود فرو برده است؟
و تو به وسعت و عمق این غبار نشسته بر قلبم دیر کردهای .
من دوسِت داشتم، ولی گذاشتم بری چون تو آدم زندگی من نبودی! چون خسته شده بودم از تلاش واسه نگه داشتنت! همیشه از اشتباهاتت گذشتم و با اینکه شاید هیچوقت مقصر نبودم عذر خواهی کردم، همیشه چشامو رو هرز پریدنات بستم، همیشه دروغاتو باور کردم حتی وقتایی که میگفتی دوسم داری، همیشه وقتی بهت پیام میدادم مدت ها با ذوق منتظر میموندم تا بیای و جواب بدی ولی تو همیشه با یه کلمه سرد گند میزدی به کلِ اون ذوق! و راستش این اواخر دیگه کم آورده بودم، دیگه خسته شده بودم... خسته شده بودم از تلاش کردن برای کسی که لیاقت نداشت ! خسته شده بودم از تلاش کردن برای بودن کنار کسی که ارزش اون همه فداکاری رو نداشت، ولی خب مطمئنم یه شب، یه جایی، وقتی هیشکی حواسش بهت نیست یاد من میوفتی و دلت برام تنگ میشه... ولی اون موقع دیگه خیلی چیزا عوض شده، خب؟ خیلی چیزا...
جدی بچه های بازه سنی ۱۳ تا ۱۹ سال خیلی در معرض آسیب قرار گرفتن
خیلیییی مواظب خودتون باشید
خستهام
از تمام چیزهایی که در بیرون به پایان رسید ؛
اما در درون من ادامه یافت...