حق با شماست صادق کامیاب عزیز، هرکس به اندازه ای که برای ما ارزش قائل است باید ذهن و دلمان را اشغال کند، نه به اندازه ای که دوستش داریم.
حق با شماست ونگوگ عزیز، آدم ها همدیگر را با کلمات به دست میآورند و با رفتار از دست میدهند.
منم همینطور فروغ فرخزاد عزیز، منم از زندگی کردن فقط همین را میخواهم، زندگی کردن به شکلی که خودم میخواهم نه به شکلی که دیگران میخواهند.
حق با شماست نزار قربانی عزیز، اگر برای تو خیری داشت میماند، اگر دوستدارت بود حرف میزد و اگر مشتاق دیدنت بود میآمد.
میدونی پیتر ما تو زندگی ممکنه خیلی از این حرفا بشنویم، اما من واقعا حسش میکنم این زندگی لعنتی جوری آدمو عوض میکنه که خودتم نمیفهمی، یاد میده کمتر حرف بزنی، کمتر اعتماد کنی، کمتر وابسته بشی، به خودت میای و میبینی چقدر با اون آدم قبلی فاصله داری.
پسره یه خرده مست طور اومد توی داروخونه، گفت: دکتر الکل چند روز توی خون میمونه؟
تکنسین داروخونه گفت: حدود۲۴ تا ۴۸ ساعت!میخوای بری چه آزمایشی بدی؟
گفت:آزمایش نیست،میخوام برم خون بدم واسه بندرعباس :))
اینجا «ایرانِ»…
و ایران مال هیچکس نیست.
مال مردمشه
مال همونایی که «خون» میدن واسه هم.
اینبار
«برای بندرعباس»
تراپیست بودن/ روانشناسی خوندن اونجاش درد داره که خودت متوجه همه چیز میشی و اونجاس که درد رو حس میکنی:)