سانس دوم زاده حسین پرشور تر اومد
مسابقه ها جذاب تر بود
یه پسر کوچولو مولودی خوند خیلی خوشمزه بود
یک نکته ی دیگه اینکه از یه دختره سوال حفظ پرسید خودش صفحه ی قرآنو گفت آیه اشم گفت که دختره بخونهههه آن جا بود که با خود گفتم نکنه زاده حسینم حافظه ؟!🧐🧐 از کجا میدونست آیه بعدیش چیه ... آخه نگاه نکرد ...
بعد اساتیییییید را صدا کرد
سانس دوم تعویض لباس داشتن
اول حاج احمد اومد با کاپشن آبی آسمونیی 😊😊😇😇 خیییلی خوشرنگ بودن :)))
زاده حسین گفت حاج احمد خیلی ماهههه خیییلی خوبهههه اینجا هم همیشه اولین نفر آماده میشه و کلی دعاش کرد و گفت خدا نوه اشم براش نگه داره 🥰😊
بعد ابومصطفی اومد ... ( طفلک خیلی مظلوم و ساکته ... یه سوتی بامزه هم داد که جلوتر تعریف می کنم 😂)
بعد سید حسنین اومد با همون لباسی بود که ویدئوی روشنگری علیه آمریکارو ضبط کرده بود 😁😊 دشداشه ی کرم ... به محض ورودش زاده حسین گفت سید حسینینو تشویق کنید که به خاطر شما با لبخند اومده همین چند دقیقه پیش زیر سِرُم بود .... :)
بنده خدا بهش فشار اومده بود از اواخر ضبط قبلی معلوم بود ... هی چشماشو می مالید نگاه می کرد به رسالت منتظر تموم شدن ضبط بود ...
زاده حسین بعدش از پر فشار بودن ضبط ها و ... گفت که حتی تو این شرایط هم کار کردن ولی ایام اغتشاشات فقط ساعت ضبط کمتر بوده ... هیچ وقت متوقف نشده و حتی روز عید مبعث میگفت حدود 13، 14 ساعت ضبط داشتن ... ( پشتیبان محفل ولی به من گفت ضبط ندارن روز عید .... احتمالا مهمون از جای خاص داشتن )
خلاصه اینارو گفت بعد از تشویق سید و گفت من می دونم تو چه شرایطی بودن و چقدر ضبط ها به خود اساتید هم فشار میاره چون باید همیشه پر انرژی باشن جلوی دوربین ...
سید بعد از سرم سرحال شده بود ولی ...
مشکلی نبود دیگه خداروشکر همه خوب و سرحال بودن انرژی تماشاگرا خستگی هارو برده بود 🥰🥰🥰
ضبط اول یکی از قاریان قزوین با دختر کوچولوشون اومده بودننن
#خاطره
هدایت شده از "حـــٰامینگـرافــ✨ــی"
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون یه نفر که کنارش واقعی تر میخندی:)>>>🫀
#گرافیادیـــــت
@hamingraphy