هدایت شده از |•مَـحْـفِـلرَمِـضٰـانــ•|
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Ramezaan_mahfel/15632 کاملش رو نذاشتن سانسور داشت، من اینجا بودم که گفتم یه جاش با حال بود. اینجا رسالت مهمانو بوسید بعد یه صدای ناجور و بلند از میکروفون دراومد، بعد سید گفت چیزی نیس حجامت بود😂بعد دوباره رسالت مهمانو بوسید دوباره همون صدای بلند و ما خندیدیم باز سید گفت اینم حجامت بود، بعد حاجی گفت این دیگه بادکش بود🤦♀️🤣
#دایگو
هدایت شده از Bahar | بــــــــهـار 🌱
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این لحظه>>😂
اینجا دو سه بار این اتفاق افتاد
یه مهمون قبلش بود اقای قاسمیان رفت بغلش کرد و بوس و اینا
انقد صدای بوسشون تو بلندگو بد میشد هر دفعه میمردیم ما😂
بعد همونجا حاجی بهشون گفت مگه بادکشه😭😂
بعد از اون رسالتم اومد اینو بوس کنه صداش خیلی بلند بود باز
سر این بوس کردنا داستان داشتیم هردفعه💔😂
هدایت شده از 𝐇𝐚𝐬𝐚𝐧𝐞𝐢𝐧 𝐀𝐥𝐡𝐢𝐥𝐨𝐮
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
pov: ... آقای قاسمیان در حال صحبت
همون موقع سید حسنین:
😂✨🌱
_
کپی❌/فور✅
@hasanein_alhilou
هدایت شده از برنامه تلویزیونی محفل
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 پیام حماسی سیدحسنین الحلو
✨ پیام سیدحسنین الحلو به زبان عربی در حضور مهمان یمنی محفل
@mahfeltv3
هدایت شده از طر؋ــבاربهترینها(حامـב،حسنین)
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اولین چیزی که برای موفقیتت توصیه میکنم اینه که دوری از حسنین...))
سیدحسنین:طاها جان بهترین فرصته هرچی که تو دلته بگو الان، طاها جان ، فکر کن ، عجله نکن!
.......
سید سن من به تو نزدیکتره خوب به من نگاه کن،....
@hamedhasnainmafl
هدایت شده از 𝑯𝒂𝒔𝒔𝒂𝒏𝒆𝒊𝒏 𝑨𝒍𝒉𝒊𝒍𝒐𝒖
737.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥲❤️🩹
کپی❌
فور✅
@Hassanein_alhilou
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین چند جمله هم تو بلد نیستی حسنین جان😭😂🤝
صحبت با حاجاحمد در پشت صحنه محفل🥲🤌
فقط وقتی برق رفت و جیغ تماشاچیا😂😔
#محفل_سه
#پشت_صحنه
"🤍@Hamin_mahfel"
هدایت شده از |•مَـحْـفِـلرَمِـضٰـانــ•|
نشسته بودم داخل صحن انقلاب ساعت حدود ۲بامداد بود یک خانمی بچه بغل تند به سمت یک هادمی که ایستاده بود اومد، بعد با گریه حرفای نامفهوم با گریه میزد و من دقت کردم یهو دیدم داره میگه بچم میبینه
آقای خادم گفتند چی شده؟
اینو که گفت توجه ماهم جلب شد، بهشون گفت بچم نابینا بوده الان داره میبینه...
گریه میکرد، آقای خادم با گفتند هیچی نگو بریم الان بگی اینجا شلوغ میشه.
هممون تعجب کرده بودیم، حس و حال خاصی بود
خادم اون زن و اون پسر بچه رو بردن به یکی از قرفههای پاسخگویی خارج از صحن انقلاب
پسر حدودا ۶ یا ۷ ساله میخورد
حدود ۳۰ دقیقه اون خادم برگشت داخل صحن، صدا زدم و گفتم آقا چیشده، شفا گرفته؟
گفتند بله مدارک پزشکیشون و چک کردند و پسر بچه واقعا نابینا بوده و بعد اینکه همه چیز و دیده شروع کرده واسهی مادرش صحبت کردن که این چیه و اون چیه و توصیف حرم و جزئیات حرم رو میگه به مادرش...
خود خادم هم منقلب بود و با بغض صحبت میکرد..
بعداز ده دقیقه نقاره خانه شروع کرد به زدن..((:
"هفتم فروردین ۱۴۰۴"