ایستگاهآخرشب.
_ چقدر غیرطبیعی! +اونیکیش غیرقابل طبیعی تره. _درسته.غیر.قابل.طبیعی :))))
_وسط خیابون نرو.
+بچه خودت که نیست.بهاره،فوقش میمیره.
:)))))))
ایستگاهآخرشب.
「 پنجرهیچوبی」
پنجره چوبی چون امانت بود دیگه همون موقع پسش دادم و فاقد عکسه.جالب بود ولی من زیاد باهاش حال نکردم.نکات راجب انقلابش رو بیشتر دوست داشتم☀️
ایستگاهآخرشب.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَا
یادمون نمیره کیا چه خرابکاری هایی رو به بار آوردند و بعد مظلوم نمایی کردن.یادمون نمیره.