eitaa logo
ایستگاه‌آخر‌شب.
44 دنبال‌کننده
52 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ایستگاه‌آخر‌شب.
__
تابستون بود و اول صبحش و بساط چای و صبحونه. چایی مادربزرگ همیشه دم بود.ما بودیم و صبحونه و " آی قصه،قصه،قصه". خونه مادربزرگ خیلی وقته که اول صبحاش صفا نداره.خیلی وقته چایی‌هاش مزه‌شون فرق داره.خیلی وقته که درخت انگور خشک شد.
آمدنم بهر چه بود؟
دقیقا ولی خب عذاب وجدانشو دارم.
نمیدونم.برا عروسی هم میخواید ماله بکشید؟
نهم شهریور. بی‌برقی/جزام؟/برادر/تلخ/سردرد