امسال خیلی زود داره میگذره و..هیچ اتفاق جالبی هم آنچنان نیفتاده...خسته کننده هست تقریبا و...همین دیگه امیدوارم خوب بخوابید.. شبتون خوش:)))**
امروز اینقدر خوب بود که در برابر نمیتونم چیزی بگم..😭😭
میدونید..رهامون..اره امروز دیدیمش
فکر اینکه هرچی بشه رو میکردم اما اینو نه..
چندسال بزرگتر شده..خیلی فرق کرده..
ذوقی که موقع دیدنش داشتم غیرقابل وصفه..جوری که اون احظه برام غیرقابل باور بود..یعنی واقعا رهامون هست؟اینجا چیکار میکنه؟چطوری؟هنوز باور نمیکنم..شاید خواب دیده بودم؟
ولی وقتی که بغلش کردم…هنوز بویِ قبلشو میداد..هنوز از همون عطر رو استفاده میکنه..
تنها وقتی مه تونستم باور کنم خودشه..خواب نیست..وقتی بود که دستشو گرفتم،اره خودِ خودش بود..همون دخترِ مهربون و دوست داشتنی روبهرو من وایساده بود
اما وقتی که داشتیم عکس میگرفتیم از ذوق ما ، معاونمون هم لبخند میزد…کادر مدرسهمون اونقدارهم بد نیستن..به هرحال..نمیتونستم اشکمو کنترل کنم و بالاخره دو سه قطره ریختم اما واقعا بهترین اتفاقی بود که میتونست برام بیفته و هنوز که هنوز هست تو کَفِش هستم و نمیتونم هضمش کنم…این خاطره سال های سال قراره تو مغزم بمونه
نمیدونم چی بگم فقط دلم براش خیلی تنگ شده بود و احساس میکردم یچیزی تو زندگیم کمه و الان که اومده…احساسِ کامل بودن میکنم و امیدوارم رفتنِ دوبارهاش دروغ باشه و پیشمون بمونه:)
۳۰٫۹٫۱۴۰۲
ولی از کثافت بودن اون چند دانشاموز کلاسمون زبانم قاصره..
بَساک…دقیقا ما اشتباه تلفظش کردیم و با اون کلمه داشتیم بن مشاوره،خاصی و مصدر میساختیم.
If I never existed again, don't forget me.
میدونید..رهامون..اره امروز دیدیمش فکر اینکه هرچی بشه رو میکردم اما اینو نه.. چندسال بزرگتر شده..خیلی
واقعا نمیدونم چی بگم که بتونه شدت خوشحالی و ذوقمو توصیف کنه..همین پیام با تمام احساساتم و همچنین اشکایی که از ذوقِ نوشته شده..😭
If I never existed again, don't forget me.
ذهن شیوا رو باید شست..
خودت داشتی بن ماضی مضارعشو پیدا میکردیا❤️