هدایت شده از مغموم
تا میخوایم یکم استراحت کنیم یادمون میوفته امتحان داریم تا میخوایم واسه امتحان بخونیم یادمون میوفته کلاس داریم تا میخوایم بریم کلاس یادمون میوفته از کتاب خونه کتاب گرفتیم نخوندیم و این چرخه ادامه دارد.
استیصال
تا میخوایم یکم استراحت کنیم یادمون میوفته امتحان داریم تا میخوایم واسه امتحان بخونیم یادمون میوفته ک
تا میخوایم بمیریم میبینیم وقت واسه مردنم پیدا نمیشه
به جای اینکه بشینم درس بخونم به این فکر میکنم چطوری با یه کادو کوچیک میتونم دوستمو خوشحال کنم؟