پس یه جورایی این پلتفرم های داخلی و گوشی های رده متوسط که خیلی وقتا کند و هنگ هستن یه توفیق اجباری ان برای زیاده روی نکردن توی سرعت
خب این ما رو هم بد عادت میکنه
وقتی من سالیان سال هست که زندگی گره خورده به گوشی برام برابر با سرعت برقه توی زندگی واقعیم کم میارم
وقتی زمان تو ذهنم با این سرعت تعریف شده دیگه نمیتونم یه سری چیزا رو بپذیرم
مثلا نمیتونم بپذیرم که باید این همه ساعت تلاش کنم تا یه قرمه سبزی بپزم
یا برای فهمیدن یک مسئله(ذهنی،درسی،اعتقادی و...) نمیتونم با یه کلیک کردن کار رو جمع کنم
برای دوخت یه لباس
برای پیشرفت توی رشته ی ورزشیم
برای یادگیری
و برای خیلی چیزا
من ناخودآگاه دچار حس شکست میشم چون سرعت اینا با سرعت دنیای مدرن برابر نیست منو عصبی و سرخورده میکنه چون حس میکنم داره هیچ اتفاقی نمی یوفته در صورتی که من زمان لازم رو به اون زمینه اختصاص ندادم
حتی همین تایپ کردن
خیلیامون خیلی سخته برامون قلم و کاغذ بگیریم دستمون و بنویسیم عادت کردیم تایپ کنیم خب نوشتن با مداد طبیعتا خیلی بیشتر زمان میخواد تا تایپ کردن
انگار اونا دیدن یکی از چیزایی که نمیتونن مالکش بشن زمانه پس حالا که من نمیتونم زمان رو با زندگیم تطبیق بدم پس زندگیم رو سریع تر میکنم
اما این تازه باعث میشه نفهمی چی داره میگذره چقدر داره میگذره و چجوری داره میگذره
انگار آرامش فراموش میشه
و اونا چیز دیگه ای گفتن
گفتن که سرعت برابره با پیشرفت
هر چی سرعت بیشتر باشه یعنی پیشرفته تره یعنی مدرن تره یعنی تکنولوژیش جلوتره
پس تو باید زندگیتو با این سرعت هماهنگ کنی که بتونی پیشرفته بشی
پس چی شد؟ تکنولوژی مگه نباید به من خدمت کنه تا مشکلاتم کم بشه؟ چرا داره برام مشکل میزاد؟
دیشب خیلی بد خوابیدم تا صبح کابوس دیدم برای همین وقتی بیدار شدم دوباره خوابیدم و خیلی چسبید😋