من تنهام اینو تازه فهمیدم
انگیزه و حس خاصی نسبت به به اشتراک گذاشتن افکار عمیق و افق های ذهنیم با آدمای دنیای واقعی و حضوری ندارم
و اصلا احساس نیازی به ارتباطات صمیمی نمیکنم
ادم به ارتباطات نیاز داره ولی صمیمی؟ نمیدونم لااقل من نیازی ندارم
من تهی ام خالی ام از یه سری احساسات
پس نمیتونم خرج کنم چون ندارمش
پس هر بار نیاز به خرج کردنش باشه انگار مجبور میشم با تیکه های وجودم جبرانش کنم و این منو زجر میده حسش مثل فشار و خون بالا آوردنه
همیشه اینطوری نیست ولی بعضی وقتا واقعا هست
انگار هیچ حب و عشقی تو وجودم نیست که به کسی بدمش
نتونستم در جواب خیلی خوشحال شدم دیدمت بگم منم همین طور
نتونستم در جواب خیلی دوستت دارم بگم منم همین طور
نمیتونم خودمو مجبور کنم
ولی من هیچ احساس خاصی ندارم و از این وضعیت خوشم نمیاد
هدایت شده از Unwritten
*⃣- مهر ؛
• هفته اول : [ آلودگی نوری ] ، [ بحران جمعیت ]
• هفته دوم : [ بطری مرگ ] ، [ دروغ بازیافت ]
• هفته سوم : [ لباس شهرت ] ، [ میراث شکر ]
• هفته چهارم : [ پایان آب ] ، [ رودخانه کالا ]