دلایل ناراحتیم را گم کردم،بخاطر ایران ناراحت باشم یا پدرهایی که صبح تا شب توی سوز سرما کار میکنن تا غذایی که بچشون میخوره حلال باشه تا یه وقت بزرگ که شد یه سری چیزا براش حسرت نشه،بخاطر پسری که حتی نمیدونه در آینده از پس پول خونه و ماشین بر میاد یا نه تا بعدش شاید بتونه به ازدواج فکر کنه یا بخاطر مادری که مجبوره هم مراقب روح و جسم بچش باشه هم بخاطر سفیدی موهای شوهرش بره سرکار،بخاطر ترس،قطرههای آخر امید یا آرزوهایی که معلوم نیست روزی واقعی میشه یا نه؟!
دی عزیز،فکر نمیکنی زیادی داری بهمون سخت میگیری؟ دستبردار؛
بزار زمستون خوب شروع شه
هر وقت یه چیزی باعث میشه فکر کنم همهچیز داره خوب میشه درست همون موقع باز همهچی بدتر میشه🤡