متاسفانه اونقدری که نشون میدم بخشنده نیستم.
پس اگه ناراحتیم براتون مهمه
دم افطار دوتا صلوات بفرستین برام
با اولیش زودتر پیدا شدن گوشیمو بخواید
با دومیش هم از ته دلتون دعا کنید
اونی که گوشیمو دزدیده
به زمین گرم بشینه!
الهی که دست به طلا بزنه براش خاک شه😑🤬
حس وصیت کردن دارم😂
چون نمیدونم تا چند روز یا ساعت، ایتا وب فعال میمونه
و چون سیم کارتمم بسوزونم دستگاهی ندارم بندازم توش
درنتیجه اگه این قطع شه
جدی ارتباطم با همتون قطع میشه
شماره هاتونم ندارم...
خلاصه خوبی بدی دیدین حلال کنین
بچه های خوبی باشین
هم بینهایتشو شرکت کنین دم عیدی
هم تو تابستون برید طرح ولایت
ثبت نامش البته از اردیبهشته
مراقب خودتون، مهربونیاتون، اعتقاداتتون
و از همه مهم تر، گوشیاتون😂
خیلی باشید...
آفتابگردونم 🇮🇷
#دیالوگ ماندگار بچگیم: هیچوقت برای مال دنیا گریه نکن!
از خدا که پنهون نیست
ولی از شما چه پنهون
وقتی فهمیدم
از شدن استرس های های زدم زیر گریه
تو خیابون که میخواستم برم پلیس
نمیتونستم بغضمو کنترل کنم
تا اینکه یاد این دیالوگ ماندگار
از مادرم افتادم
آروم آروم و طی چند دقیقه
گریم بند اومد...
البته الان جای چشمام
از قلبم داره اشک میاد
متاسفانه هنوز دل گنده نشدم
ولی ادای دل گنده ها رو
که میتونم دربیارم؟ :)
#یاد_باد 02/12/23
اومدم بخوابم ولی ناخودآگاه، دونه دونه اطلاعات داخل گوشیم میاد جلو چشمم. رمزهای مهمی که تو نوتش بود... عکسای راهیان... شماره هایی که داشتم... اصلا، عکسایی که داشتم...
حس شب اولین امتحان ریاضی مدرسمو دارم. سال هفتم. براش خیلی تمرین کرده بودم و خوب خونده بودم. چون اولین نمره ریاضیم اون سال خیلی پایین تر از حد انتظاراتم بود. میخواستم به خودم ثابت کنم که میتونم تو ریاضی هم خوب باشم.
یادمه خیلی درس خونده بودم. ولی شبش به دلیل نامشخصی هر چی تو رخت خواب غلت زدم خوابم نبرد... نزدیک 2 شب شد خوابم نبرد... یه ناآرامی از درون داشتم... انگار یچیزی نیست... خسته و کلافه بودم. انقدر که حتی گریم گرفت.
مامانم هم کلافه شده بود بنده خدا. نمیدونست چمه...
ولی خودم میدونستم. پاشدم با حرص کتاب ریاضیمو آوردم، همینجوری الکی صفحاتشو باز ورق زدم. فرمول های اجق وجقش رو برای بار nام مرور کردم تا آروم شدم.
حس امشب انقدر برام آشنا بود که بلا فاصله یادم اومد بار دیگری که تجربش کرده بودم کی بوده. حس آرامش و اطمینان و در عین حال، ناآرامی شدید... #جمع_اضداد
نگران محتوای گوشیمم. ایندفعه حواسم بود با عکسای سر برهنه پرش نکنم ولی خب بازم یکی دوتا حداقل توش هست. البته چون رمزش شیش رقمیه، احتمال قوی نمیتونن بازش کنن و مجبور میشن فلشش کنن که باز چیز خوبیه. ولی مهم اینه که من دیگه این اطلاعات و ندارم. این خاطرات و فقط باید به یاد بسپارم.
درست مثل خاطرات 6 تا 14 سالگیم که عکساش بخاطر ویروسی شدن لپتاپمون پاک شدن...
البته میتونم امیدوار باشم رو ایمیلم سیو شده باشن ولی باز یادم میاد حافظه ابری گوشیمو فعال نکرده بودم و امیدم ناامید میشه.
#درس_امروز : تکنولوژی دوست داشتنی ولی مزخرفه.
اولین باره با لپتاپ متن به این بلندی مینویسم و حس بلاگ نویس ها رو دارم.(بلاگرا نه ها!) ولی باید این افکار مشوش رو یجا پیاده میکردم. همش میخوام گریه کنم ولی صدای مامانم تو گوشم میپیچه «هیچوقت برای مال دنیا گریه نکن!» و خجالت میکشم. که شانیت خودم رو انقدر پایین بیارم که برای مال دنیا گریه کنم...
عیب نداره. سر جزء خوانی ماه رمضون گریه میکنم. حداقل میشه ربطش داد به خدا. ثوابم داره😇
اول که داشتم میخریدمش، به طرز عجیبی از دوربیناش خوشم نیومد. من آدم تو چشم بودن و اینا نیستم. بعد دوربینای این انقدررر بزرگ بودن که به نظرم تو ذوق میزدن. علی الحساب بخاطر خوبیای دیگش گذشتم و گرفتمش.
وقتی آوردم خونه، اولین نفر یکی از دوستام دید، یادم نمیاد کی. ازم پرسید آیفون خریدی؟ با یه حال انزجاری گفتم نه. «از آیفون متنفرم» گفت حالت قرارگیری دوربیناش خیلی شبیه آیفونه... گفتم پس الکی نبود از دوربیناش خوشم نمیومد😑
زن داداشم هم همینطور فکر کرد. بهم گفت: تو که از اپل خوشت نمیومد. رفتی اپل گرفتی؟😏 گفتم نه بابا اپل کجا بود؟ اولا پولشو ندارم. دوما داشتمم نمیخریدم. شیائومی سادس خیلیم از اپل بهتر و ارزونتر😏
ولی یه مدت از گوشیم بدم اومد. بخاطر شباهتش به اپل... اما کنار اومدم باهاش. بچه خوبی بود. تو این ده ماهی که خریدمش، نزدیک 50 بار از دستم افتاد ولی یه آخ نگفت...
بعضی وقتا با خودم فکر میکردم و به شوخی به دوستام میگفتم: انقدر شبیه اپله که دزدا فکر میکنن واقعا اپله. بعد که میزننش میفهمن زدن به کاه دون. آخ که قیافشون دیدن داره😝
امیدوارم دزد بیشعوری که زدتش هم به هوای اپل زده باشه و ناامید شه و حداقل مروت داشته باشه یجوری بهم برش گردونه...
چشمام داره میسوزه ولی میدونم که نمیتونم بخوابم. این بار مثل امتحان ریاضی نیست که راهشو بلد باشم. این بار باید انقدر بیدار بمونم تا خاموش شم...
کاش آدما دکمه خاموشی داشتن...