وای دختر چه حال نابودیه
فردا ارائه دارم
از بیرون عین خیالمم نیست
ولی از درون خیلی ناآرومم
خیلی حال مریضیه🚶🏻♀🚶🏻♀
#جمع_اضداد
۲/۲/۵
امروز دو دوتا پنج تاست
چون علم پیشرفت کرده
و چون من خیلی خوشحالم😁
انقدر خوشحال که تو راه برگشت از خونه، لبخندمو نمیتونستم بپوشونم😇
امیدوارم از ته دل حتی یه بار هم که شده
یه آدمی رو شبیه خودتون ببینید
یا آدمی رو ببینید که عمیقا دوست دارید شبیهش باشید.
انقدر که من از دیدن آدمایی که شبیهمن ذوق میکنم، حد نداره!🤩
کسایی که همون علاقمندیا رو دارن، همون خط قرمزا رو دارن، همون اخلاق رو، همون شخصیت رو، واقعا دل انگیزه اون لحظه!
اون لحظه که با تمام وجودت احساس میکنی بدون اینکه نیاز باشه کلمهای حرف بزنید، همو میفهمید، همو درک میکنید.
✍🏻 #آفتابگردون
یه چیزی برای خودمم عجیبه
من از هر آدمی که خوشم میاد
چه پسر چه دختر
چه بازیگر چه هر کارهای باشه
وقتی بیوگرافیشو چک میکنم
۹۸/۹۹ درصد اردیبهشتیه🤷🏻♀😂
بیخود نمیگن که:
«آدمای هم فرکانس همدیگه رو جذب میکنن»
امروزم این قضیه پیش اومد
یه اردیبهشتی دیگه پیدا کردم🤌🏻
ولی بهش قول دادم به کسی نگم
«رازداری وااااااقعا سخته مخصوصا وقتی ذوق داری»
«کسایی که میشناسنش تو این کانال هستن👀»
حداقل فعلا نمیتونم بگم
ولی اگه عمری باقی بود
حتما براتون تعریف میکنم✌️🏻
#طا_واو_۲۷
خلاصه که با کوله باری از آذوقه رفتیم ۴۰ روز از دنیا دور باشیم. «خوشبختانه روزای اول یخا باز نشده بود و معمولا هر کس خوراکی خودشو بیشتر میخورد. چون من واقعا عاشق شیرینیجاتم و حتی خودمم دوست نداشتم بخورمشون تا تموم شن چه برسه به بقیه😂😂» یعنی کمد هر کی رو نگاه میکردی پر کتاب و قابلمه و وسایل شخصی و اینا بود، کمد من اون پشت لباسای آویزون شده، این گوگولیا با نظم و ترتیب یه جا نشسته بودن.😋 بسه دیگه دهنم آب افتاد🚶🏻♀
داشتم میگفتم.
با اتوبوس vip رفتیم، بلیط قطار گیر نیومده بود. من که ناراضی نبودم، بالاخره تجربه سفر با اتوبوس و نداشتم و برام چالش جالبی بود. فقط زیادی سرد بود🥶 کولر زده بودن یخبندون☃️ بغل دستیم یه ملافه ای دم دست داشت، داد من پیچیدم دورم. وسط اتوبوس که نمیشه از ته چمدون پتو درآورد🦭
عکس دومی که میبینید، مسجد الزهرای دانشگاه فردوسیه. فکر کنم مرکز دانشگاه فردوسی واقع شده این مسجد. ما تهرانیا دیر رسیده بودیم، وسط برنامه افتتاحیه رسیدیم، یوهویی بردنمون مسجد جهت نماز و خوشآمدگویی و اینا. همه برنامه هامون یوهویی بود خلاصه. تا اینکه کاشف به عمل اومد از فردای روزی که ما رسیدیم کلاسا شروع میشه و بقیه استان ها زودتر اومدن برنامه تشرف به حرم داشتن ولی ما چون دیر اومدیم نمیبرنمون😕
#طا_واو_۲۷
خورد تو پرمون حسابی!
چون دفعه بعدی که میبردن حرم، دو سه روز بعد میشد. با یه حالت «یعنی چی آقا!!!» کلاهمون با همه خادما رفت تو هم.
یه سریا فاز دلشکستگی گرفته بودن که هنوز آقا نطلبیده و اینا. خلاصه مطالبه گری جواب داد و باز یوهو خبر آوردن جمع کنین بریم حرم😁
حرم نطلبیده هم چی؟! مراده😌
حالا همچینم نطلبیده نبود ولی به هر حال😂
این اولین عکسیه که از حرم گرفتم تو طرح
اولین زاویه دید
اولین دیدار طولانی
اولین نمازی که شکسته نبود
اومدم دخترتون بشم آقا
قبولم میکنی؟!
۴۰ روز هیچکی و ندارم جز خودت
بابام بالا سرم نیست
مامانم نیست نازمو بکشه
خواهر و برادرام نیستن
دوستام نیستن
فقط شمایی و یه سری آدمای جدید
که هیچکدوم و نمیشناسم!
اومدم دختر خوبی برات بشم
هوامو داشته باش!
هوای خانوادمو داشته باش
آقای امام رضا «ع»!
من اومدم رضا بشم برگردم
اومدم گمشده مو پیدا کنم!
خودم هر چی گشتم نشد!
کمکم میکنی؟!🥺