eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
402 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
آفتابگردونم 🇮🇷
یکی دیگه هم هست Another love از Tom Odell این معکوسش ته ناامیدیه... متن اینو هنوز عین روز روشن یادمه
امروز دوتا قبلیا از مغزم رفته بود بیرون به جاش سومیش هم یادم اومد. منم طی یه حرکت انتحاری، موسیقی رو با موسیقی شکست دادم و رفتم تو پلی لیست وتر🕶 یه چندتا قاطی پاتی انگلیسی و فارسی گوش دادم اون وسط ترتیل بینه استاد پرهیزگار هم پلی شد😂 خلاصه هر چی که بود یادم رفت سومی چی بود. وگرنه می‌نوشتم شما سمت این مزخرفات نرید.
عاشق را به صبرش ببین، نه به ادعایش!
ما منتظر حمله اسرائیل بودیم ولی حزب‌الله موشک زد به حیفا. درواقع اسرائیل...is typing بود حزب‌الله بلاک کرد. ممبر|گیر|تنها
احساس عجیبیه ورودی ۱۴۰۰ بودن این دانشگاه روزهای ضد و نقیضی رو بهم نشون داده 🎓
تجربه آموزش مجازی و سایت دانشگاه آموزش حضوری و امکانات دانشگاه تجربه زن زندگی آزادی تو همین صحن دیدن بی‌حرمتی‌ها، فحش و توهین‌ها روزایی که دسته می‌شدن میومدن شعار می‌دادن و جلوشون صف می‌کشیدیم تا «دانشگاه تک صدا نباشه!» روزایی که ما یه ور دانشگاه شعار می‌دادیم اونام واسه برخورد نکردن به ما یه ور دیگه و حتی روزایی که تو رومون شعارهای زننده می‌دادن «هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده منم!» و ما هم نهایت اسلام رو نشونشون دادیم «اگه بهم فحش بدی، بازم برات جون میدم!» شعارهایی که با شوخی و تیکه قاطی بود «بسیجی ساندیس‌خور، آخرشه، خوب بخور!» و در مواردی: «بسیجی جیره‌خور، آخرشه، خوب بخور!» و شعارهای ما که تناقضاتشونو یادآور می‌شد «عزادار دروغگو، دست نزن! دست نزن!» و شعارهایی که بیشتر شامل آرمان‌هامون میشد «ای پرچمت ما را کفن، جانم وطن! جانم وطن!» ماجراهایی که دو سال ازشون گذشته و کنار همین مقبره تو فیلم واقع شدن و لحظه لحظه اون روزا رو یادمه. اون وحشتا، توهینا، چادر کشیدنا! اونم وسط دانشگاه! درگیری بین پسرا! حراست همیشه در صحنه دعواهای سلفی! حلقه‌های غذاخوری دختر و پسر تو چمن‌های دانشگاه شعارهای ماژیکی دستشویی! من همشونو به وضوح یادمه... اون روزا ترسیده بودیم. وحشت کرده بودیم احساس برحق بودن ولی قلیل بودن بد اذیتمون می‌کرد... قلبمونو فشار میداد... انقدر که بعد دو سال هر بار به مقبره شهدا نگاه می‌کنم یادم به اون ماجراها میفته. همه می‌گفتن می‌گذره! آقا می‌گفت نگران نباشید ته دلمون قرص بود ولی همزمان دچار استیصال بودیم. به معنای واقعی کلمه! ولی امروز! دقیقا دو سال بعد دیدم که چجوری گذشت... دیدم که هنوز قرص و محکم صدای حق خواهی و حق طلبی از دانشگاه علامه بلنده، بدون ترس و وحشت حتی تو شرایطی که وسط جنگیم!! آره، ما تو جنگ سخت خوب پشت همیم کاش تو جنگ نرم هم، جبهمونو درست پیدا کنیم! 🎓 ✍🏻
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجی‌ها 🚩
یعنی چی که به گربه‌های تو کوچه سلام نمیکنید؟ ادب ندارید، احترام هم حالیتون نیست؟ @Ekhrajiha
به نظر می‌رسه یه سری دراماهای دانشجویی تو کلاسمون هست که ازش بی‌خبر بودم بوی ازدواج میاد🗿 🎓
بعد ناراحت کنندش اینکه حس می‌کنم تقریبا همه کلاس خبر داشتن ازش یعنی می‌دونن چه خبره ولی من نه یعنی می‌دونما یه بو هایی برده بودم از ترم‌های قبل ولی هر بار از خودش می‌پرسیدم بحث و می‌پیچوند. از این فازا که من ازدواج نمی‌کنم و این کارا چیه و ولم کن توروخدا و اینا. بعد بخش ناراحت کنندش اینه که مثلا دوستیه که تو کلاس نزدیکه بهم... حق دارم ناراحت شم؟ و حس می‌کنم بقیه بیشتر درجریان جزئیات ماجرا هستن تا من. یعنی حتی استاد کلاسمونم تیکه می‌ندازه راجب این موضوع😂
حاجی دلم خیلی از این حاشیه‌های دانشگاهی می‌خواست😂 از اینا که دوتا از همکلاسیات جور شن با هم تهشم یه عروسی بیفتی😂 و باز خیلی خوبه که اینجا هیچ کدومشون عضو نیستن و می‌تونم راحت حرف بزنم.
آفتابگردونم 🇮🇷
بعد ناراحت کنندش اینکه حس می‌کنم تقریبا همه کلاس خبر داشتن ازش یعنی می‌دونن چه خبره ولی من نه یعنی م
راهبرد نهایی: فاز بی‌خیالی می‌گیرم عین همیشه. و کوچکترین سوالی نمی‌پرسم برام هم اهمیتی نداره بخواد بگه می‌گه نخواد هم نمی‌گه من چرا خودمو کوچیک کنم هی بپرسم که تهشم بخواد برا من کابل بگیره... اصلا زندگی مردم به من چه🗿 ولی اینا دلیل نمی‌شه که تک تک رفتارهاشونو زیر ذره‌بین نگیرم🕵🏻‍♀😏
تعداد بیشماری از اخلاقیات و صفات خدا رو می‌شه تو آدمای زرنگ پیدا کرد!