هفتهای که گذشت پربارتر از همیشه بود.
دوشنبه طی یه تصمیم آنی، موندیم سر کلاس ارشدهای مدیریت دولتی.
بعدشم که شب شد، دوستم گفت بمون هیئت
قبل هیئت گشنمون بود. سه تایی رفتیم برای اولین بار در چهار سال دانشجویی، کافه دم دانشگاه و یه املت زدیم.
یه بشقاب املت کامل رو هم خودم خوردم.🕶
سه شنبه رفتیم بازدید شرکت میهن
یه سوال جهاد تبیینی هم پرسیدم
به جبران روز گذشتش و جهاد تبیینی که سر کلاس نتونستم بکنم.
از خط تولید حق تصویر برداری نداشتیم
ولی آخرش از سوغاتیایی که بهمون دادن عکس گرفتم✨
چهارشنبه پرترین روز دانشگاه
نیم ترم زبان تخصصی عالی بود.
با اینکه تقریبا نخونده بودم ولی نمره تقریبا کاملی میگیرم.
بعدش کلاس or رو غیبت کردم و به عکاسی و جلسه کانون پرداختم.
لازم به ذکره بنده در این کلاس هیچ غیبتی نداشتم. یه غیبت حقم بود بالاخره🗿
پنجشنبه از صبح راه افتادیم تو جاده
نماز ظهر طلبیده شدیم حرم خانم.
دو ساعتی بودیم و زدیم بیرون
به سمت اصفهان نصف جهان!
شب رسیدیم و خوش و بش و شام و استراحت تا فردا صبح و مراسم چهلم.
حسین آقا مرد بزرگی بود.
اصلا شبیه چرتهایی که درباره
اصفهانی ها میشنیدم نبود.
یه مرد بزرگ دل که هررر بار اومدنش
برام طعم دلچسب گز و پولکی اصفهان داشت.
امکان نداشت بیاد و برامون نیاره.
چقدر این آدما قشنگن. و چقدر حیف
که دنیا تحمل بودن آدمای خوبو نداره.
جمعه ظهر به زور نگهمون داشتن. دوتا بچه حسین آقا که تربیت یافته همون پدر و همون محبت بودن.
ناهار که خوردیم، راه افتادیم سمت تهران. دوباره حرم خانم وایسادیم، دو ساعته زیارت کردیمو برگشتیم.
تا یک شب رسیدیم خونمون.
#یاد_باد آخر آبان و اوایل آذر ۰۳
این سفر برق آسا کلا ۵۰ ساعت طول کشید. و درسهای بزرگی برام داشت.
اولیش اینکه:
من واقعا و عمیقا، از دیدن طبیعت بکر روحم تازه میشه. حتی اگه کویر یا کوه نخراشیده باشه. نقاشی خدا که انسان دست بهش نزده باشه، یجور دیگه قشنگه!
#آفتابگردون
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من هی میخوام چوب تو آستین پزشکیان نکنم، خودش نمیذاره...
چند روزه هر بار میبینم مامانم سر نمازه
با یه آه جان گدازی میگم:
مامان لای دعاهات، این پزشکیان و هر کی بهش رای داده رو هم لعنت کن!
میگه چرا؟!
میگم گرونیا رو نمیبینی؟
من برنامه داشتم تا آخر امسال برا خودم ماشین بگیرم. الان به قول داداشم فرغونم نمیتونم بگیرم...
من که میدونم لعنت نمیکنه
کلا لعنت تو زبونش نمیچرخه قربونش برم
ولی من یکم خودمو خالی میکنم حداقل.
یعنی خااااااااااک تو سر مردمی که
بخاطر ززآ، بخاطر رقص تو کوچه ها، بخاطر آزادی جنسی، آزادی هرزگی، بخاطر ترک بودن!، بخاطر تکرار قطعی های برق، بخاطر همه بدبختیایی که تو هشت سال روحانی کشیدیم و بسشون نبود، بخاطر منفعت خودشون که تا جلوی دماغشونم بیشتر نمیتونن ببینن، رای دادن به این یالغوز که کل افتخارش لاتی راه رفتنه...
#مدیرمملکت 🤡
لبنیات
آرد و نون
بنزین ماشین و هواپیما
برق!!
و خیلی چیزای دیگه که
حسابش از دستم در رفته
افزایش قیمت بالای ۳۰ درصد
فقط تو همین سه چهار ماه
از زمان تحلیف حاجیتون
پیدا کردن. بالای ۳۰ درصد!!!