eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
74 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
399 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
پی‌نوشت: اصلا باورم نمیشد که ایشون بتونن حتی برای مراسمات بیایند. بیخود نیست که به ایشون میگم استاد! کسی که در برابر مصائب باقدرته. من امشب علاوه بر درسِ حسد، درسِ صبوری درس‌ِ خلف وعد نکردن درسِ برنامه داشت درسِ ادب و احترام و و و رو یادگرفتم.
استاد غلامی... از اون آدمای عجیب روزگار که با متر و معیارهای دنیای فانی قابل اندازه‌گیری نیست. از اونا که نه تنها با زبونش درس می‌ده بلکه درس‌های عملیش خیلی زیادتره برای اون کسی که دقت کنه... حتی خانوادشون هم همین طورن من هنوز سختمه باور کنم که مشهدم ولی برخورد این خانواده تازه عزیز از دست داده رو دیگه واقعا باورم نمی‌شه...! این حجم از آرامش در برخورد؟ این حجم از بزرگواری روح؟ این حجم از رضایت به رضای خدا؟ ما از اسلام فقط یچیز شنیدیم!
مراسم سوم پدر استاده به حق استادی‌ای که گردنم دارن یه فاتحه‌ یا صلواتی نثار روح پدرشون کنید🌻
هر لحظه‌ای که تو این هوای نزدیک به بابا رضا نفس می‌کشم فقط یه چیز توی ذهن و روی زبونمه: من نمی‌خوام برگردم! می‌خوام تا ابد همینجا بمونم!
ما برای امام حسین (ع) گریه می‌کنیم. وگرنه یکی از جهنم دنیا وارد بهشت عقبی شده، این جای گریه نداره! استاد غلامی‌ای که ۵ روزه پدرشون به دیار باقی شتافتن.
این حرفا با این زاویه دید با دلی که لب ترکیدنه و چشمایی که مرز باریدنه تا ابد در ذهنم جاویدان باقی می‌مونه من تو این ۵ روز سفر، ره توشه‌ای یافتم که یک عمر باید بهش فکر کنم و درس زندگی بگیرم! محفل صمیمی با استاد بعد نماز، باغ بیلدر، ۱۴۰۳/۱۱/۱۸
موقع داخل رواق حضرت زهرا (س) شدن مثل همیشه دوتا خادم دم در کشیک می‌دادن یه دستم به کارتم بود تو کیفم قبل اینکه حرفی بزنن بشاشانه گفتم: بازم نشان مخصوص حاکم بزرگو نشون بدیم؟ بندگان خدا توقع نداشتن خندشون گرفت و چهرشون باز شد باخنده گفتن بله بله. منم خندیدم و کارتو عین نشان مخصوص گرفتم دستم نشونشون دادم. جفتشون تا ۳۰ ثانیه می‌خندیدن😄 ۲۰ بهمن ۱۴۰۳
هوای مشهد یجوری سرد و خشکه که با هر نفس قشنگ حس می‌کنم لوله‌های تنفسی بینیم قندیل می‌بندن. صد رحمت به سرد و خشکی تهران...
می‌روم دلتنگ، اما دلخوشم آقای من هرزمان و هرکجا باشم تو همراه منی🌻 به وقت خروج موقت از بهشت🕊 پایان
من باید هر چه زودتر از این خونه فرار کنم. حالا فرقی نمی‌کنه تنهایی، با ازدواج، قاچاقی... فقط باید هر چه زودتر دور شم از این محیط... 🌑
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچه‌ها راهپیمایی میرید به یاد منم باشید مامانم حکم کرد نرم بیرون. عمل به حکم مادر هم جزو واجباته😔 حقیقتا از صبح پاشدم به راهپیمایی برسم... تهران برف اومده شدیییید (البته کل ایران الان برفه) منم لب مرز سرماخوردگیم، میگه میری میای مریض میشی. حقم داره، نمیتونه مریض داری کنه بنده خدا خلاصه که جای منم شعار بدین و قدم بردارین🥲