آخه نوجوون کانالیزه شده بنده خدا
هررررر چی بهش میگفتم بابا
این اسلامی نیست که تو شناختی
آنقدر همه چی رو چوب نکن تو سر جمهوری اسلامی!
هر چی شبهه حل نشده هم داشت میریخت وسط. مشخصا هم دنبال جواب نبود!
دیگه طبیعیه وقتی یکی مستدل میره رو مغزش بایدم حرصش دربیاد چون گیرای واهیش رو من جواب نداد😂
بعد به من میگه مغزتو شستشو دادن🤣
برووووو بچه! تو از شستشو دادن چی حالیته آخه😂😂
بچهها یه مدت تو تلگرام هویتمو عوض کردم
گفتم در جریان باشید فکر نکنید تلگرامم گم شده
بذارید ببینم میتونم با ادمین اصلی کاناله ارتباط بگیرم یجوری ببینم این چه نوجوون متعصبیه گذاشته ادمین کانالش که به همه بپره؟!😒
یه مدل شخصیت هم هست
بهش میگن (شخصیت آینهای)
بدین صورت که شما با ملت
همون جور برخورد میکنی که
اونا باهات برخورد کردن
مثلا پیامتو دیر میبینه
پیامشو دیر میبینی
یا با لحن مهربون حرف میزنه
توام مهربون جوابشو میدی
من همش باید خودمو چک کنم
مبادا تبدیل به آدم آینهای شم
ولی بعضی وقتا واقعا رویکرد
تلافی جویانم میزنه بالا
تو دنیای امروز شخصیت آینهای
نداشتن خیلی سخته بچهها...
#نیمه_تاریک
سر ظهر دوازدهم رمضان
چرا من باید بیخبر
هوس چای روضه کنم آخه؟
یجور شدیدیم هوس کردم
که نگو و نپرس...
خیلی وقت بود نرفته بودم
طوری که یکم حس غریبی کردم
ولی باز از هیچی بهتر بود
این اولین افطاریشون بود که
توفیق پیدا کردم کنارشون باشم
باید به این ریسمان چنگ زد
باید هر جور شده خودم رو
از دنیا بکنم و به UIS برسونم
امروز دومین افطاری امسال بود
با غذاهای جدید که نخورده بودم
مثل سمبوسه عراقی و
سالاد میوهای که یکم تند بود
دیدار دوباره با لارا خانم و
فاطمه کوچولو قابل پیش بینی بود
و صد البته دلپذیر!
اما دلپذیرتر از اون
ویدیوکال نطلبیده با مایا و آیه بود
که یکی از بچهها گرفت
دلم برای سخنرانیاشون تنگ بود
ولی مجال موندن نداشتم :(
و اینگونه آخرین جلسهی UIS
در سال ۱۴۰۳ به پایان رسید...
#یاد_باد
من همه اولین بارهای زندگیم با یه بچه رو
با محمدجواد تجربه کردم
امروز هم اولین بار بود که آروم آروم
تو بغلم خوابش برد...
حس گوگولی و غیر قابل وصفی داشت
اینکه یه بچه تو رو مامن خودش بدونه
و راحت سرشو به سینت تکیه بده
تو بغلت دراز بشه و چشماشو ببنده
و آروم آروم بخوابه.
کم کم دارم درک میکنم مردم برا چی
انقدر ذوق و شوق بچه دار شدن دارن.
👦🏻 #عمه_جون_عزیزم
ولی من از هر چی تو دنیا خسته بشم
از توضیح #تمنا برای بار nام واسه
غریبه و آشنا خسته نمیشم.
قشنگی زندگیم همینه!
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی میکند؟
زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی میکند؟
ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب
وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی میکند؟
سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی میکند؟
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند؟
هیچکس همصحبت تنهایی یک مرد نیست
خانهی من با خیابانها چه فرقی میکند؟
مثل سنگی زیر آب از خویش میپرسم مدام
ماه پایین است یا بالا چه فرقی میکند؟
فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
بیوفا! امروز با فردا چه فرقی میکند؟!
✍🏻 #قَالَ فاضل نظری
«من خودم میرم»
این دقیقا مرحلهای بود که از رسیدن بهش همیشه میترسیدم. چون میدونم قفل این مرحله رو که باز کنم، دیگه اجازه ورود دیگران به دنیای درونیم سخت و سخت و سختتر میشه. همراه کردنشون با خودم دیگه کار کرام الکاتبینه...
حالا راه جدیدی پیش روم باز شده
راهی که هیچوقت نمیخواستم باز شه!
نمیخواستم استفاده ازش انقدر
برام راحت و مثل آب خوردن بشه...
اما حالا دارم جدیتر بهش فکر میکنم
سال جدید پر از فرصتهای جدیده
چه جاهای بیشماری هست که
«من خودم میرم» کشفشون میکنم!
چه تو تهران... چه تو ایران...
چه حتی... توی جهان!
🌻 #آفتابگردون 🌑 #نیمه_تاریک