eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
401 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
یه مرحله‌ای هست که تا دیوونه نشی بهش نمی‌رسی... •|دکتر رمانتیک، استاد کیم۳|•
دلم می‌خواد تا ابد تو همین موقعیت و خیره به همین زاویه دید بشینم. دلم نمی‌خواد برم کلاس هر چقدر هم که کلاس فارسی به شیرینی عسل باشه... 🎓
عشق محل تلاقی تضادهاست! یعنی گریه و خنده با هم.
تا حالا کاری کردی که ثمرش باعث بشه عمیقا به خودت افتخار کنی؟ مهم نباشه چقدر تو اعماق روزای بد غرق شده باشی و هیچی نتونه حالتو خوب کنه، یادآوری یا مواجهه با اون کارت، عمیقأ بهت حس مفید بودن بده.
بهش فکر کنین اگه بوده برام تعریف کنید جدا بهش نیاز دارم.
قبلا هم گفتم ته تغاریا تک فرزندان خواهر برادر دارن. این خیلی طبیعیه که در قریب به اتفاق موارد، اولویت زندگیشون پدر یا مادر، مخصوصا مادر باشه. در حدی که حتی جلوی خواهر برادراشون وایسن اونم به جد! اینکه تحمل کوچکترین بی‌احترامی، کوچکترین ناراحتی پدر و مادر رو ندارن، اصلا شوخی نیست. حتی اگه به حق باشه. حتی از طرف خواهر یا برادرشون باشه. ته تغاریا به مسائل عمیق نگاه می‌کنن. متوجه اتفاقاتی هستن که بقیه توجهی بهش ندارن! چیزایی رو زودتر از سن درک کردن و بهشون فکر می‌کنن که هیچکس ازشون خبر نداره! نمی‌دونه حتی ذره‌ای داشتن اون احساسات، اون ترس‌ها، اون اضطراب‌ها در سن کم یعنی چی. اونا پیر شدن، نحیف شدن، کم کارکرد شدن پدر و مادر رو میبینن. اونا از اول (عصای دست) روزهای ناتوانی بزرگ می‌شن! در صورتی که فرزندان دیگه تا آخر عمر تکیه می‌دن به پدر و مادر و توقع روزهای جوونیشون رو ازشون دارن، ته تغاریا با آرزوی (بزرگ شم دست پدر و مادر رو بگیرم و مراقبشون باشم) بزرگ میشن... درست مثل تک فرزندی که دنیاش پدرشه، یا مادرشه. چون هیچ خواهر و برادری نداشته که پشتش بهش گرم باشه. برای ته تغاریا هم همینطوره. حتی شاید بدتر! عمیق‌تر! اونا حتی خواهر و برادر خونی خودشون رو تو صف دشمن قرار می‌دن! چون جبهه برای اونا با والدین تعریف می‌شه. والدین تعریف مقدسی براشون داره. و هر کس قدمی به ساحتی که مقدس می‌دونن بی‌احترامی کنه، باهاش دشمن میشن! چون اونا تو لحظات آخر آب شدن شمع پدر و مادر رسیدن و تا به خودشون بیان، از خیلی لذات محروم شدن! لذاتی که خواهر و برادرشون بدون اینکه متوجه باشن، راحت نسیبشون شده و فقط برای ته تغاری جمع، حسرتاش مونده تا آخر عمر!والدینی که معمولا خوش خوشان و جوونیاشون برای فرزندان دیگه بوده و نگرانیا و بیماریاشون ارث فرزند آخر شده!! خیلی بدبینانه بهش نگاه کنم، ته تغاریا جدای از تک فرزند خواهر برادر دار، یه تعریف دیگه هم با پدر و مادر دارن. ته تغاریا یتیم پدر و مادر دارن :) متوجه تناقضات تو حرفام و جمعشون می‌شید؟ ما ته تغاریا از وقتی خودمونو می‌شناسیم، منتظر روز مرگ والدینمونیم. منتظر روزی که با تمام وجود ازش وحشت داریم و می‌خوایم اصلا نرسه. چون صحبت تو اطرافیان و حتی توسط خود والدین از این قضیه، خیلی زیاده. انگار خودشونم دارن روزاشونو می‌شمرن. با چیزی شوخی می‌کنن که برای ما درده، وحشته، کابوسه. هر چی جلوتر می‌رن دونه دونه امراضشون شروع می‌شه. دونه دونه نشانه‌هایی برای یادآوری اینکه سایه مرگ نزدیکه... 🌑 احتمالا تاریک‌ترین عمرم.
حالا باز یکیتون بیاد پیوی و حرفامو درباره ته تغاریا دیس کنه و بگه اصلا هم اینطور نیست🗿
نمی‌دونم این چندمین باره که تو این زندگی همچین آرزویی دارم. ولی کاش واقعا می‌تونستم خانوادمو خودم انتخاب کنم... اونوقت حتما تاکید می‌کردم که ته تغاری نباشم...
نمی‌دونم دلم می‌خواد طلبکار باشم من از این زندگی یه خواهر برادر هم سن و یه پدر و مادر جوون و همپا طلب دارم... زندگی من ته تغاری مثل سراب می‌مونه از دور همه چی دارم. خوش به حالت که برادر داری! خواهر داشتن خوبه، نه؟ ولی از نزدیک هیچی ندارم! من هیچ حرف مشترکی با خواهر برادرم ندارم! هیچ دغدغه مشترکی ندارم! هیچ بحثی نداشتم! هیچ کل کلی نداشتم! هیچ درک مشترکی نداشتم! هیچ خاطره مشترکی نداشتم! هنوزم ندارم... و قطعا نخواهم داشت... چون این فاصله سنی این شکاف نسلی رو نمی‌تونم هیچ جوره پر کنم
کاش هیچکدوم این پیامها رو نخونید
من خیلی آدم لجبازیم بیشتر از اونکه فکرشو بکنی فقطم با یه نفر لجبازی می‌کنم خودم :)) به شدت هر چه تمام‌تر!
دیشب چقدر حرف زدم ولی هرجور حساب می‌کنم خالی نشدم این رشته سر دراز دارد...